چاپ کتاب ISO 45001:2018

با سلام و احترام کتاب  استاندارد بین المللی سیستم های مدیرت ایمنی و بهداشت حرفه ای (ISO 45001:2018)  ترجمه اینجانب  که در انتشارات مرکز اموزش و تحقیقات صنعتی ایران  موجود می باشد  جهت استحضار و خرید و استفاده اعلام می گردد. 

 

تبریک سال نو

با سلام و احترام 

سال نو را به کلیه دوستان همکار در زمینه های hse  تبریک می گویم و ارزوی ان را دارم که تمامی دوستان سال خوب همراه با سلامتی برای خود برای خانواده شان باشد و بتوانند در عرصه ای ایمنی و بهداشت در جهت حفظ منافع تمامی ذینفعان تلاش نمایند و شاهد کاهش اسیب ها و بیماری های شغلی باشیم .

ایمنی لیفتراک

ایمنی ماشین های لیفتراک

 

لیفتراک ماشینی است که دارای یک دکل، شاخک و ملحقات که با توجه به نوع فعالیت برای حمل و نقل ،جابجائی و انبار نمودن بار ها در اشکال و ظرفیت های مختلف طراحی و ساخته می شود و متناسب با نوع کار و محیط از سوخت های فسیلی،گاز یا برق استفاده می کند. حداکثر بار مجاز ایمن که توسط لیفتراک جابجا می شود و بوسیله کارخانه سازنده برروی پلاک مشخصات ماشین درج شده است  بعنوان ظرفیت لیفتراک محسوب می شود که در کارت لیفتراک قید می شود.

ماده 1- رانندگان لیفتراک باید آموزش های لازم در خصوص نحوه صحیح کار و عملکرد ایمن لیفتراک را فرا گرفته و همچنین دارای گواهینامه ویژه لیفتراک باشند.

ماده 2- رانندگان لیفتراک موظفند به هنگام کار از وسایل حفاظت فردی متناسب با نوع کار استفاده نمایند.

ماده 3- سوار نمودن و انتقال کارگران و دیگر افراد متفرقه توسط لیفتراک ممنوع است.

ماده 4- در هنگام رانندگی با لیفتراک استفاده از کمربند ایمنی الزامی است.

ماده 5- در صورتی که لیفتراک یا بار آن به هر علت دچار عدم تعادل یا واژگونی گردد، راننده نباید تا

رفع کامل خطر از داخل کابین خارج شود.

آیین نامه ایمنی ماشین های لیفتراک

2 از 6

ماده 6 – چیدمان محصولات و مواد در طول مسیر و تقاطع کارگا ه ها باید بگونه ای باشد که راننده از دید

کافی برخوردار گردد.

ماده 7- محدوده عملیات و تردد لیفتراک در کارگاه باید به طور واضح و مشخص علامت گذاری گردد.

ماده 8- تردد کارگران و افراد متفرقه در محدوده حرکت لیفتراک ممنوع است.

ماده 9- کارفرما مکلف است با ایجاد نقاط و خطوط رنگ آمیزی شده ، محل های عبور و مرور کارگران و

افراد متفرقه را مشخص نماید.

ماده 10 - محدودیت سرعت حرکت لیفتراک در تمامی مسیرها باید مشخص و بر روی تابلوهای راهنما و

هشدار دهنده نمایش داده شود.

ماده 11 - درب های خروجی ، کانال ها ،موانع ، حفاظ ها و ستونهای موجود در محوطه کارگاه که در مسیر

تردد لیفتراک ها می باشند، باید بگونه­ای رنگ آمیزی شوند که به سهولت قابل رویت باشند.

ماده 12 - رنگ بدنه لیفتراک باید کاملاً مشخص و متمایز از رنگ محیط باشد.

ماده 13 - رانندگان لیفتراک مکلفند ضمن رعایت قوانین ومقررات راهنمایی و رانندگی از مسیرهای مشخص

شده تردد نمایند.

ماده 14 - توقف لیفتراک در مقابل تأسیسات مربوط به گاز ، برق، آتش نشانی، پله های اضطراری ،آسانسور و

تجهیزات امدادی ممنوع است.

ماده 15 -حرکت لیفتراک فقط در صورتی مجاز است که شاخک های آن در پایین ترین حد ممکن قرار گرفته باشد.

ماده 16 - رانندگان لیفتراک در هنگام رانندگی بایستی از انجام اعمالی نظیر خوردن ،آشامیدن،استعمال دخانیات ، صحبت با تلفن همراه و استفاده از داروهای خواب آور و هرگونه شوخی و اعمال غیر ایمن که باعث عدم تمرکز می گردد ، خودداری نمایند.

ماده 17 – محدوده عم لیات لیفتراک باید کاملا صاف، مسطح و دارای استحکام کافی و عاری از هرگونه لغزندگی باشد.

ماده 18 - استفاده از لیفتراک و ملحقات آن برای حمل و جابجائی بار با ظرفیت بیش از حد مجاز ایمن ممنوع است.

ماده 19 - کارفرما مکلف به استفاده از لیفتراک و ملحقات سالم ،ا یمن و متناسب با شرایط محیط کارگاه ونوع بار می باشد.

ماده 20 - در حمل و نقل و جابجائی بارها یی که راننده از دید کافی برخوردار نمی باشد، انتخاب روش های ایمن برای جابجائی بار الزامی است.

ماده 21 - حمل و جابجائی بارهای با طول زیاد و یا دارای نوسان باید در پائین ترین حد ممکن و با رعایت کلیه مسائل ایمنی صورت پذیرد.

ماده 22 - جابجایی و حمل بار در صورتی که باعث عدم تعادل بار یا لیفتراک گرددم منوع است.

ماده 23 - سوار نمودن افراد یا اضافه کردن وزنه در عقب لیفتراک برای ایجاد تعادل ممنوع است.

ماده 24 - ترمز ناگهانی لیفتراک برای تخلیه بار اکیداً ممنوع است.

ماده 25 - برای جابه جایی بار، نباید آنرا با شاخک لیفتراک به جلو هل داد.

ماده 26 - استفاده از دو یا چند لیفتراک برای حمل یک بار و یا افزایش ارتفاع عملکرد ممنوع است.

ماده 27 - راننده لیفتراک باید در خصوص نحوه استفاده از ملحقات ، آموزش های لازم را دیده و مستندات آن در پرونده وی ثبت و نگهداری گردد.

ماده 28 – راننده لیفتراک باید آگاهی های لازم در خصوص نوع، حجم ، وزن ، مرکز ثقل و روش صحیح حمل بار را کسب نموده واز ایمن بودن مسیر های تردد اطمینان حاصل نماید.

ماده 29 – بازدید کلیه قسمت های لیفتراک و ملحقات آن قبل از شروع هر شیفت کاری توسط راننده الزامی است.

ماده 30 - بازرسی فنی کلیه قسمت های لیفتراک و ملحقات آن بعد از هرگونه تعمیرات و طی دوره های زمانی مطابق دستورالعمل های شرکت سازنده الزامی بوده و نتایج آن باید در پرونده لیفتراک ثبت و نگهداری شود.

ماده 31 - هر لیفتراک باید دارای یک پرونده که حاوی دستورالعمل های شرکت سازنده و همچنین سوابق بازرسی های فنی ، تعمیرات و روش های نگهداری است، باشد.

ماده 32 - استفاده از لیفتراک و اجزاءآن بعنوان نردبان و یا جایگاه کار کارگران اکیداً ممنوع است.

ماده 33 - حمل افراد توسط شاخک های لیفتراک یا پالت ممنوع است.

ماده 34 - لیفتراک باید مجهز به اطاقک ایمن راننده ،کمربند ایمنی ، چراغ هشدار دهنده ،آژیر، بوق دنده عقب، آینه های بغل و تجهیزات کنترلی باشدو همچنین برای کار در تاریکی به چراغهای مناسب جلو وعقب با نور کافی تجهیز گردد.

ماده 35 - تردد و فعالیت لیفتراک ها در نزدیکی خطوط برق فشار قوی فقط با رعایت مقررات مربوط به حریم خطوط انتقال و توزیع نیروی برق مجاز است.

ماده 36 - راننده لیفتراک باید از رانندگی با دست ها و کفش های خیس ، روغنی و یا آغشته به مواد لغزنده خودداری نماید.

ماده 37 - اعضای بدن راننده و یا دیگر کارگران تحت هیچ عنوان نباید در بین قطعات متحرک لیفتراک قرار گیرد.

ماده 38 - قراردادن شاخک ها بر روی زمین، کشیدن ترمز دستی ، خاموش نمودن موتور وکلید قطع کن وخارج کردن کلید از سوئیچ قبل از ترک لیفتراک الزامی است.

ماده 39 – حمل لیفتراک به طبقات باید توسط بالابر مخصوص حمل بار که متناسب با وزن و حجم لیفتراک است صورت پذیرد ،در این حالت خاموش نمودن موتور ،پائین کشیدن شاخک ها و کشیدن ترمز دستی الزامی است.

ماده 40 - برای جابجائی بارهای ناهمگن مشخص نمو دن مرکز ثقل الزامی است و باید این مرکزثقل در وسط شاخک ها قرار گیرد.

ماده 41 - انجام کلیه امورتعمیراتی و همچنین جوشکاری بر روی بدنه ،شاخک ها و ملحقات لیفتراک به منظور از بین بردن ترک ها و فرسودگی های سطحی ممنوع بوده و در صورت نیاز این امر فقط با نظارت شرکت سازنده مجاز است.

ماده 42 - به منظور جابه جایی بارهائی که از ایستایی کاملی بر روی شاخک های لیفتراک برخوردار نیستند باید از پالت های متناسب با نوع ، جنس و حجم آن استفاده نمود.

ماده 43 - ایجاد زاویه منفی دکل برای جلوگیری از سقوط بار از روی شاخک های لیفتراک الزامی است.

ماده 44 - قرارگیری نوک شاخک ها بر روی زمین برای تخلیه بار الزامی است.

ماده 45 - در موقع حرکت یا روشن بودن لیفتراک بجز راننده ،کسی حق حضور بر روی بدنه یا داخل اطاقک را ندارد.

ماده 46 - حضور، تردد و انجام هرگونه عملیات اجر ایی و تعمیراتی در زیر شاخک ها یا ملحقات لیفتراک ممنوع است.

ماده 47 - در فضاهای بسته که فاقد سیستم تهویه مناسب است ، استفاده از لیفتراک های با موتور احتراقی ممنوع بوده وباید از لیفتراک های برقی استفاده گردد.

ماده 48 - در زمان تعویض یا شارژ سیلندر گاز لیفتراک و همچنین تعویض و بازدید باطری لیفتراک برقی کارگران مسئول مربوطه باید به وسایل حفاظت فردی متناسب با نوع کار مجهز باشند.

ماده 49 - شارژ باطری لیفتراک های برقی باید در حضور مسئول مربوطه انجام گیرد.

ماده 50 - صندلی لیفتراک باید دارای شرایط ارگونومی مناسب بوده و به طور پیوسته مورد بررسی قرار گرفته و در صورت مشاهده هرگونه عیب و نقص، تعمیر یا تعویض گردد.

ماده 51 - سقف و بدنه کابین لیفتراک باید از استحکام کافی برخوردار بوده و با توجه به نوع کار و شرایط محیطی، ایمنی راننده را تامین نماید.

ماده 52 - برای حمل پاتیل های مذاب باید از لیفتراک هایی که به این منظور طراحی و ساخته شده اند، استفاده نمود.

ماده 53 - توقف لیفتراک های گازی در مجاورت شعله های باز، راه پله ، ورودی زیر زمین ، کف شوی فاضلاب ، چاله سرویس و کلیه اماکنی که احتمال تجمع گازهای ناشی از نش ت گاز سیلندر لیفتراک را دارند ، ممنوع است.

ماده 54 – شیر گاز سیلندر لیفتراک گازی در زمان خاموش بودن باید بسته باشد.

ماده 55 - به منظور پیشگیری از خطر انفجار و اشتعال ، تعویض کپسول های گاز باید با موتور خاموش و در خارج از محیط سر بسته کارگاهی و با نظارت سرپرست کارگاه و بارعایت کلیه مقررات ایمنی صورت پذیرد.

ماده 56 - هنگام حمل و جابجایی بارها در سرازیری، راننده لیفتراک فقط مجاز به حرکت با دنده عقب می باشد.

ماده 57 - نصب لوح فلزی حاوی مشخصات فنی بر روی بدنه لیفتراک الزامی است.

ماده 58 - رعایت دستورالعمل های شرکت سازنده برای کلیه عملیات بهره برداری و تعمیرات لیفتراک الزامی است.

ماده 59 - بارهایی که احتمال ریزش،لغزش و یا سرخوردن آنها وجود دارد ، باید بطور اطمینان بخشی مهار

و سپس حمل گردند.

ماده 60 - قرار دادن بارها برروی یکدیگر و یا داخل قفسه ها باید متناسب با ظرفیت بار و استقامت آنها باشد.

ماده 61 - اخذ تائیدیه بازرسی فنی و سالیانه لیفتراک ها از شرکت سازنده و یا مراکز رسمی و معتبر مورد تأیید وزارت کار و امور اجتماعی الزامی است.

ماده 62 - استفاده از شعله باز برای نشت یابی گاز در لیفتراک های گازی اکیداٌ ممنوع است

ماده 63 - با عنایت به ماده 88 قانون کار جمهوری اسلامی ایران ؛کلیه وارد کنندگان ،تولیدکنندگان،فروشندگان ، عرضه کنندگان و بهره برداری کنندگان از ماشین های لیفتراک مکلف به رعایت استاندارد تولید و موارد حفاظتی و ایمنی که در کتابچه اطلاعات فنی لحاظ می شود، می باشند.

ماده 64 - مسئولیت رعایت مقررات این آئین نامه بر عهده کارفرمای کارگاه بوده و در صورت وقوع هرگونه حادثه به دلیل عدم توجه کارفرما به الزامات قانونی، مکلف به جبران کلیه خسارات وارده به زیان دیدگان می باشد.


جایگاه 5S در سیستم مدیریت کیفیت

در استانداردهای جهانی مدیریت ، الزامات متعددی وجود دارد که لازم الاجرا می باشند ولی برای تحقق این الزامات روش و تکنیک خاصی اشاره نشده است . این امر به این علت است که عموم تکنیک ها و سیستم ها جنبه خاص دارند و مناسب برای یک صنعت و فعالیت خاص می باشند و این امر با ماهیت این استانداردها که حالتی فراگیر و عمومی دارند ناسازگار می باشد . در بین سیستم ها و روش ها ، سیستم هایی نیز وجود دارند که مانند خوداستانداردها ،حالتی فراگیر و عمومی دارند و در هرسازمانی قابل پیاده سازی می باشند از جمله این ابزارها و سیستم های فراگیر ، 5S   می باشد . با وجودی که دراستانداردهای جهانی مدیریت ، مشخصا از یک سیستم و روش خاص نام برده نشده است ولی برخی از الزامات آنان به گونه ای می باشدکه با بکارگیری یک

 تکنیک و روش خاص به طور کامل و اثربخش ، محقق می باشد . از جمله این سیستم ها و ابزارها ، 5S به علت گستردگی مفهوم و دربرگرفتن انضباط، بازیابی و بهبود ، روش مناسبی در بسیاری از استانداردهای جهانی مدیریت می باشد .

اهمیت و جایگاه 5S را میتوان دربندهایی از استاندارد ISO 9001  به روشنی اما با شدت و ضعف متفاوت به شرح ذیل مشاهده نمود :

بند6-4 (محیط کار)

بند7-5-3 (شناسایی و ردیابی )

بند7-5-5 (نگهداری محصول )

بند7-6 (کنترل ابزارهای پایش و اندازه گیری)

بند6-3 (زیرساخت )

بند8-3 (کنترل محصول نامنطبق)

بند8-5-1 (بهبود مستمر)

بند8-5-2 (اقدام اصلاحی)

بند8-5-3 (اقدام پیشگیرانه )

تعريف5S:

5S فنی است که به منظور برقراری و حفظ فضای کیفیتی دریک سازمان به کار گرفته می شود و از پنج کلمه ژاپنیshitsuke,seiketsu, seios , seiton , seiri   بوجودآمده است.

اهداف تفصیلی 5s :

•        برقراری ایمنی

•        رسیدن به کارآیی

•        ارتقاء کیفیت

•        حذف ضایعات

•        کاهش خرابی تجهیزات

•        افزایش بهره وری

•        ارتقاء روحیه کارکنان

•        جلب نظر مشتری

 

مزایای پیاده سازی 5s :

1-ایجاد یک نظم فراگیر

2-زمینه سازی برقراری انضباط سازمانی

3-کاهش ابهام درکار

4-زیباسازی محیط کار

5-بهداشتی شدن محیط کار و رفع آلودگی های آن

6-ایمن شدن محیط کار و کاهش حوادث و بیماری های کاری

7-آسان شدن و کم زحمت شدن انجام کار

8-دسترسی آسان تر و راحت تر به اسناد، قطعات ، ابزار و سایر لوازم مورد نیاز و جلوگیری از گم شدن آنها

9-کاهش اشتباهات و دوباره کاری ها

10-افزایش روحیه کارکنان

11-بهبود روابط کارکنان

12-کاهش خستگی و آزردگی روانی ناشی از کار

13-فراهم شدن شرایط لذت بردن از کار

14-کاهش خرابی ماشین آلات

15-تثبیت و بهبود کیفیت

16-افزایش راندمان و کارایی

17-کاهش هزینه

18-کاهش زمان انجام کارها

19-کاهش وابستگی امور به اشخاص و امکان ایجاد گردش شغلی در سازمان

20-کاهش ضایعات ناشی از نابسامانی و درهم ریختگی

21-جلوگیری از ضایع و فاسد شدن مواد فاسد شدنی

22-جلوگیری از استفاده اشتباه و نابجا از فرمها، مواد ، قطعات و ابزارهای نسبتا مشابه

23-افزایش طول عمر ابزار و ماشین الات

24-نهادینه شدن فرهنگ بهره وری

25-تشخص بخشی (شخصیت دادن ) به کارکنان

26-جلب نظر مشتریان

27-افزایش تعلق سازمانی

28-زمینه سازی فرهنگ خودانضباطی

29-کاهش استعفاء و ترک سازمان

30-افزایش جذابیت محیط کار

 

مفاهیم و اصطلاحات کلیدی سیستم 5S :

5S

اصطلاح ژاپنی

فارسی

مفاهیم

نتیجه

S1

seiri

سازماندهی

ساماندهی و تفکیک اقلام ضروری و غیرضروری و رفع َآلودگی و تعمیرسریع –دورکردن اقلام غیرضروری ازمحل کار و بسته به نوع و محل کار میتواند تجهیزات اضافی یا ضایعات تولید یا اوراق باطله و غیره را دربر گیرد.

هرآنچه در اطراف شماست ضروری و درعین حال سالم است

S2

seiton

نظم و ترتیب

سازماندهی اقلام ضروری و شفاف سازی ، قراردادن اقلام به ترتیب اولویت در محلهایی است که در مواقع لزوم دستیابی به آنها به سهولت انجام پذیرد .اجرای این امر باعث می شود که از زمان حداکثر استفاده به عمل آید .

اشیاء و اسناد به نحوی مرتب میشوند که دروقت نیاز ، به فوریت می توانیم آنها را بیابیم

S3

seiso

پاکیزه سازی

تمیزکردن محیط و ابزارکار توسط شاغل درهمه رده های شغلی سپیدی –تمیزی و بازبینی و پیشگیری از آلودکی

محیط کار به نحوی تمیز میشود که هیچ جا کثیف نیست و همه جا از تمیزی برق می زند

S4

seiketsu

استانداردسازی

استانداردسازی و مدیریت دیداری مرتب کردن محل کار بهطورمستمر به شیوه ای که قبل از هرجیزعادت به تمیزبودن و مرتب بودن را درشاغلین درمحل کار ایجاد نماید 

وضعیت حاصل از گام های اولیه به صورت پابرجا حفظ میشود

S5

shitsuke

انضباط

خودانضباطی و مشارکت همگانی استفاده از آموزش های ضمن کار، نظم و استقلال کاری را در پرسنل ایجاد می نماید

ایجاد عادات و خوهایی که تضمین کننده حسن انجام فعالیت ها به بهترین شیوه است

تشریح عناصر سیستم و مصادیق آن :

الف) سازماندهی (ساماندهی ، تفکیک و تعمیر) (seiri) s1 :

عبارت است از نظم دادن به کلیه اجزای یک سازمان جهت نیل به اهداف

از دیدگاه 5s ساماندهی به معنای تشخیص ضرور از غیرضرور ، اتخاذ تصمیمات قاطع و اعمال مدیریت اولویت ها برای رهایی از غیرضروریها است .

دردیدگاه 5s ساماندهی امری دشوارتر از قراردادن اشیاء درگوشه ای می باشد و هدف ایجاد نظمی مطلوب و مناسب است . به منظور موفقیت در ساماندهی می بایستی به اولویت بندی پرداخت به طور خلاصه این s به معنی جداکردن آنچه ضروری است از غیرضروری ها می باشد .

ب) نظم و ترتیب (seiton) s2:

نظم و ترتیب به معنی قراردادن اشیاء درمکانهای مناسب و مرتب به نحوی که بتوان از آنها به بهترین وجه استفاده کرد . نظم و ترتیب راهی است برای یافتن و به کار بردن اشیای مورد نیاز بدون انجام جستجوهای بیهوده . هنگامی که هرچیز با توجه به کارکرد و درنظر گرفتن کیفیت و ایمنی کار در جای مناسب و مشخص قرار داشته باشد محل کار همواره منظم و مرتب خواهد بود بدین منظور باید همه وسایل ، قلام و فرمهای مورد نیاز را که قبلا در مرحله اول شناسایی نموده و کارکرد هریک از آنها را

 نیز مشخص نموده ایم را درجای مناسب قرار دهیم به نحوی که با سرعت و سهولت قابل دسترس باشند به عبارت دیگر قراردادن اشیاء در بهترین مکان به بهترین طریق ممکن و امکان دسترسی به آن با حداکثر سرعت .

ج) پاکیزه سازی (seiso) s3:

در دیدگاه 5s پاکیزه سازی عبارت است از دور ریختن زوائد و پاکیزه کردن اشیاء از آلودگی ها و مواد خارجی به عبارت دیگر پاکیزه سازی نوعی بازرسی است . بازبینی و پاکیزگی محیط کار برای حذف آلودگی مورد تاکید دراین بخش از نظام 5s قرار دارد برخی از لوازم ، تجهیزات و مکانها لزوما باید بسیار پاکیزه و عاری از هرنوع آلودگی نگهداری شوند بنابراین لازم است که آنها را

دقیقا شناسایی نموده و بر این باور بود که پاکیزه سازی تنها تمیزکردن محل کار و لوازم موجود در آن نیست بلکه پاکیزه سازی امکان انجام باززسی و بازبینی را نیز بایستی فراهم آورد به عبارت دیگر پیشگیری از کثیفی و پاکیزه نگه داشتن مداوم محیط ، اموال و افراد و حذف و یا کنترل آلودگی ویادآوری این نکته که محل کار خود را همانند خانه خود بدانیم .

 

د) استانداردسازی (sekitsu) s4:

استانداردسازی عبارت است از کنترل و اصلاح دائمی سازماندهی ، نظم ترتیب و پاکیزگی .تاکید اصلی در استاندارد سازی متوجه مدیریت است که با استفاده از چک لیست های مناسب و استاندارد کردن و مقررات با استفاده از نوآوری و خلاقیت ، محیط کار را به نحوی استاندارد و کنترل نماید که همواره همه عوامل با سرعت و دفت لازم مورد استفاده قرار گیرند .

هـ) انضباط (shitsuke) s5 :

انضباط عبارت است از آموزش عادات و توانایی هایی جهت انجام یک وظیفه خاص . نکته اصلی در اینجا ایجاد عادت درست به جای عادت نادرست است . این کار را باید از طریق آموزش شیوه های درست انجام کار به افراد وتمرین دادن آنان در این زمینه آغاز نمود . همچنین این تمرین ها ازطریق وضع مقررات و پیروی جدی از آنها تحقق می پذیرد . به عبارت دیگر انضباط فرآیند تکرار و تمرین انجام یک کار است . مثلا کاملا ضروری است که رعایت مقررات ایمنی برای افراد به صورت یک عادت درست درآید .

گامهای عملی پیاده سازی سیستم 5s دریک سازمان :

•        تعیین فردی علاقمند و پویا به عنوان مسئول ساماندهی سازمان

•    انتخاب اعضای تیم از بین افراد منضبط ، علاقمند و صاحب نفوذ واحدها و بخش های مختلف سازمان مانند : عملیات اداری ، خدمات ، خدمات فنی ، ایمنی ، روابط عمومی، سازمان و تشکیل تیم ساماندهی

•        آموزش اصول 5s به اعضای تیم (درمراحل بعد این آموزش باید به وسیله اعضاء به سایرین منتقل شود )

•        تهیه طرح عملیات (Action plan) برای اجرای ساماندهی محیط کار سازمان

•        بررسی کلی و مشخص کردن نابسامانی های سازمان

•        تقسیم کار بین اعضاء (بهتراست کل سازمان به مناطقی تقسیم و مسئولیت هرمنطقه به یکی از اعضاء واگذار شود ).

•       

برنامه ریزی و تهیه طرح عملیات (Action plan)

•        تکمیل طرح عملیات کلی و تهیه برنامه زمان بندی

•        تهیه فهرست وسایل غیرضروری دربرگه های هماهنگی با همکاری مسئولان

هرقسمت

•        عملات برچسب گذاری وسایل غیرضروری

•        ارایه فهرست وسایل غیرضروری برای تعیین تکلیف

•        خارج کردن وسایل غیرضروری ها از قسمت ها

•        تشکیل تیم های فرعی و تخصصی برای طراحی الگوها و ایجاد نظم درسازمان

•        انجام عملیات نظافت شامل عملیات ساختمانی ، رنگ آمیزی ،شستشو و ...

•        تهیه و تدوین استانداردهای لازم با همکاری افراد فنی و متخصص سازمان

 برای اجرای بهتر و سیستماتیک و سهولت بیشتر در انجام کارها

•        تعیین ممیزین ، اعلام برنامه ممیزی و انجام ممیزی همه قسمت ها و مشخص کردن نقایص احتمالی

•        تشویق پرسنل و قسمت های برتر و معرفی آن درسطح سازمان

•         بهبود مستمر و آموزش مستمر برنامه ها و ایجاد فرهنگ ساماندهی در کل سازمان

 

 

 

مدیریت دانش چیست

مقدمه:

دانش بشر هر 33 سال دوبرابر می شود، درحالیكه ظرفیت فكری انسانها هر 5/1 تا 3 میلیون سال دوبرابر می شود. درعصر حاضر تغيير در علم و فن آوري به قدري فزوني يافته است، كه بسياري از متفكرين بر اين عقيده شده اندكه شتاب در نوآوري محصولات و ايجاد دانش جديد از سرعت يادگيري بشر فراتر رفته است. امروزه كشورها بر اساس توانایی آنها در تولید و كاربرد دانش طبقه بندی می شوند. مدیریت دانش به یك موضوع مهم و حیاتی در سازمانها تبدیل شده است و انتشار و اشاعه دانش یكی از فعالیتهای مهم در مدیریت دانش می باشد. مدیریت دانش به ما كمك می كند تا دانش جدید را انتشار دهیم، فرا بگیریم و از نو بسازیم. طی دو دهه اخیر افزایش حجم اطلاعات در سازمانها و لزوم استفاده موثر از آنها در تصمیم های سازمانی، باعث ظهور پدیده ای به نام مدیریت دانش شده است. این امر ضرورت برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و پایش دانش سازمانی همچنین مدیریت فرایند دسترسی به دانش درست به گونه ای كه كارایی و اثربخشی داشته باشد را نشان می دهد. در عصر كنونی دانش، مدیران سازمانها دریافته اند كه عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینكه یك راهبرد برای مدیریت و ارزش گذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. با تحولات رخ داده در عرصه جهانی، اكنون توجه مدیران و نظریه پردازان مدیریت بیش از پیش به دارایی های فكری سازمانها معطوف شده است.  

مفهوم مدیریت دانش :

مدیریت دانش طیف وسیعی از فعالیتها است كه برای مدیریت، مبادله، خلق یا ارتقای سرمایه های فكری در سطح كلان به كار می رود. مدیریت دانش طراحی هوشمندانه فرایندها، ابزار، ساختار و غیره با قصد افزایش، نوسازی، اشتراك یا بهبود استفاده از دانش است كه در هر كدام از سه عنصر سرمایه فكری یعنی ساختاری، انسانی و اجتماعی نمایان می شود. مدیریت دانش فرایندی است كه به سازمانها كمك می كند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را كه بعنوان حافظه سازمانی محسوب می شود و به طور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر مدیریت سازمانها را برای حل مسائل یادگیری، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیریهای پویا به صورت كارا و موثر قادر می سازد.

علل پیدایش مدیریت دانش:

1- دگرگونی مدل كسب و كار صنعتی كه سرمایه های یك سازمان اساسا سرمایه های قابل لمس و ملی بودند(امكانات تولید، ماشین، زمین و غیره) به سمت سازمانهایی كه دارایی اصلی آنها غیرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگی، توانایی  و مدیریت برای خلاق سازی كاركنان آنها گره خورده است.

2- افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الكترونیكی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور كلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است كه این اطلاعات ارزش پیدا می كند، دانش همچنین ارزش بالایی پیدا می كند. زیرا به اقدام نزدیك تر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی كند، بلكه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان ها است كه به تصمیم و بنابراین به اقدام می انجامد.

3- تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگیهای جمعیت شناختی كه فقط در منابع كمی به آن اشاره شده است. بسیاری از سازمانها دریافته اند كه حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد كه اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود.

4-تخصصی تر شدن فعالیتها نیز ممكن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج كاركنان را بهمراه داشته باشد.

در بدو امر به مدیریت دانش فقط از بعد فن آوری نگاه می شد و آن را یك فناوری می پنداشتند. اما به تدریج سازمانها دریافتند كه برای استفاده واقعی از مهارت كاركنان، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات موردنیاز است. انسانها در مقابل بعد فناوری و الكترونیكی، در مركز توسعه، اجرا و موفقیت مدیریت دانش قرار می گیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است.

راهبردهای مدیریت دانش:

مدیریت كلان جهت كارآمدی زیرسیستم های خود می بایست ماهیت، اصول و ابعاد مدیریت دانش را بشناسد. راهبردهایی كه ماهیت و توانایی متفاوت مدیران را منعكس می نماید عبارتنداز:

1- راهبرد دانش بعنوان راهبرد كسب وكار كه روشی جامع و با وسعت سازمانی برای مدیریت دانش است، كه بیشتر بعنوان یك محصول در نظر گرفته می شود.

2- راهبرد مدیریت سرمایه های فكری كه بر بكارگیری و ارتقای سرمایه هایی كه از قبل در سازمان وجود دارند، تاكید دارد.

3- راهبرد مسئولیت برای سرمایه دانش فردی كه از كاركنان حمایت و آنها را ترغیب میكند تا مهارت ها و دانش خود را توسعه دهند و دانش خود را با یكدیگر درمیان گذارند.

4- راهبرد خلق دانش كه بر نوآوری و آفرینش دانش جدید از طریق واحدهای تحقیق و توسعه تاكید میكند.

5- راهبرد انتقال دانش كه بعنوان بهنرین فعالیت در بهبود كیفیت امور و كارایی سازمان مورد توجه قرار گرفته است.

6- راهبرد دانش مشتری- محور كه با هدف درك ارباب رجوع و نیازهای آنها بكار گرفته می شود تا خواسته آنها به دقت فراهم شود.

مراحل اجرایی مدیریت دانش:

مدیریت كلان در گام اول؛ جهت اجرا، كارایی، نظارت و بازبینی، و تغییر و تحول بنیادین در امر مدیریت سطوح میانی و خرد و در سطوح بعدی مدیران سازمانها می بایست به اتخاذ راهكارهایی عملی و اجرایی مدیریت دانش بپردازند.

1- شناسایی مساله؛ دانش سازمانی معمولا در سیستم های منفرد یا به اصطلاح سیلوهای دانشی یافت می شود. موانع دسترسی و نیز فناوری كه از این دانش حفاظت می كنند، كاربران را متقاعد می كند كه دانش وجود ندارد و قطعه های دانش باید شناسایی شوند

2-آمادگی برای تغییر؛ به تغییر در تلاشهای حرفه ای به ویژه در نحوه انجام كار سازمان اطلاق می شود.

3- ایجاد یك تیم؛ اغلب سازمانهایی كه به طور موفقیتآمیز مدیریت دانش را اجرا كرده اند، یك تیم مدیریت دانش ایجاد كرده اند كه مسئولیت اجرای پروژه های خود را برعهده داشته است. یك مدیر ارشد دانش باید هدایت امور را بر عهده گیرد.

4- دانش نگاری یا تهیه نقشه دانشی؛ شناسایی اینكه دانش موردنظر چیست؟ كجاست؟ چه كسی آن را دارد و چه كسی یا كسانی به آن نیاز دارند. وقتی كه نقشه دانش شفاف بود، ویژگیهای كلیدی تعریف و اولویت بندی می شوند و سپس فناوری مناسبی تعریف می شود كه بتواند برای اجرای سیستم مدیریت دانش مورد استفاده قرار گیرند.

5- ایجاد یك سیستم بازخورد؛ یك سیستم بازخورد باید ایجاد شود تا به مدیریت نشان دهد كه سیستم چگونه مورد استفاده قرار می گیرد و باید هرگونه اشكال را گزارش كند.

6- تعریف واحدهایی برای سیستم مدیریت دانشی؛ ساختارهای اساسی یك سیستم مطلوب مدیریت دانش باید حاوی یك انباره دانشی، فرایندهای مشاركت و همكاری، سیستم های بازیابی دانش و یك پوشه دانش مدیریت باشد.

7- یكپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی؛ این امر برای تشریك مساعی و در اختیار گرفتن دانش در یك شكل مناسب ضروری است

جمع بندی و نتیجه گیری

مدیریت كلان و مدیران سازمانها باید دو نكته اساسی در مدیریت دانش را مدنظر قرار دهند. موضوع اول اعتبار بخشي به دانش است، اعتباربخشي به دانش، به گستره هايي اشاره دارد كه مدیران مي توانند بر دانش بيافزايند و اثرات آن را بر محيط سازماني ارزيابي كنند. موضوع بعدي اینكه براي خلق دانش جديد،دانايي قبلي لازم است. زيرا اين اطلاعات افراد است كه منجر به خلق دانش جديد مي شود و همين دانش است كه به دانايي قبلي لازم براي پردازش اطلاعات جديد تبديل مي گردد. بنابراين، نكتة مهم براي مدیریت كلان و مدیرانی كه دست اندركار اجراي مديريت دانش(مدیریت كلان) هستند تمركز بر تهية اطلاعات مناسب براي خلق دانايي قبلي و سازماندهی و توجه به فناوری و فرهنگ سازمانی است

http://tqm-iran.blogfa.com/post-195.aspx

 

                                                                                                                                                        الف تاريخچه

F M E A : تکنيکی است که برای اولين بار درارتش آمريکا مورد استفاده قرار گرفته است. استانداردهای نظامی mil-p-1629 با عنوان ( روش آناليز عيب ، تاثيرات مربوط و ميزان اهميت آن) در نهم نوامبر 1949 انتشار يافت. در قالب اين استاندارد خطاها يا اشکالات پيش آمده به لحاظ تاثير گذار آنها در هدف غايی و ميزان ايمنی /پرسنل/ تجهيزات طبقه بندی  می شوند.

اولين کاربرد رسمی اين تجزيه و تحليل تحت عنوان FMEA در صنايع هوا فضای ايالات متحده امريکا استفاده شد. در واقع آن زمان FMEA بعنوان يک نوآوری و ابتکار برای پيشگيری از اشتباهات و خطاهای جبران ناپذيری مطرح گرديد که وقوع هر يک از آنها باعث خسارات هنگفت و اتلاف سرمايه فوق العاده زياد می گرديد.

 

ب- تعريف FMEA

 

تعريف کلی:

تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن FMEA ناميده می شود.

FMEA    : يک تکنيک مهندسی است که به منظور مشخص کردن و حذف خطاها ، مشکلات و اشتباهات بالقوه موجود سيستم ، فرايندو ارائه خدمت، قبلاز وقوع ، در نزد مشتری، بکار برده می شود.

 

تعريف خاص:

 

:  FMEA در ارزيابی ريسک روش تحليلی است که می کوشد تا حدممکن خطرات بالقوه موجود در محدوده ای که در آن ارزيابی ريسک انجام می شود و همچنين علل و اثرات مرتبط با آن را شناسايی و رتبه بندی کند.

 

 

 

 

 

 

ج- مراحل انجام FMEA

شکل (7) : مراحل انجام FMEA

جمع اوری اطلاعات مربوط به فرايند

 

تعيين وجود خطرات بالقوه


بررسی اثرات هر خطر

 

تعيين علل هر خطر

يافتن نرخ

وخامت خطر

                                                                           تصحيح داده ها                    

چک کردن فرايندهای کنترلی

 

يافتن نرخ احتمال  وقوع خطر

 

يافتن نرخ احتمال کشف خطر

 

 

محاسبه  RPN

آيا اصلاح نياز است؟

                                خير


 

اقدامات اصلاحی پيشنهادی

 

تعيين مسئوليت و وظايف

 

تصحيح فرايند طبق اقدام اصلاحی

 

گزارش FMEA


د- تشريح مراحل انجام کار

 

1- جمع آوری اطلاعات مربوط به فرايند:

سايت يا مکانی که در آن ارزيابی ريسک انجام می شود بايد کاملا شناسايی و نحوه فعاليت ها و فرايندها به دقت بررسی شود.

2- تعيين خطرات بالقوه:

تمام خطرات محيطی ، تجهيزاتی، مواد، انسانی و.... که ايمنی را تهديد می کندبايد در نظر گرفته شود همچنين حالات هر خطر نيز می بايست مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.

3-بررسی اثرات هر خطر :

اثرات هر خطر، اثرات احتمالی هستند که خطر بر ايمنی افراد می گذارند. اثرات خطر می توانندمانند آتش سوزی ، مسموميت، شکستگی، آسيب های مفصلی و غيره باشد.

4- تعيين علل خطر:

شناخت کافی از محدوده مورد ارزيابی می تواند کمک فراوانی برای شناسايی علل بوجود آمدن خطر باشد. اطلاعات فنی ، زيست محيطی و ارگونوميک نيز در شناسايی بهتر علل موثر هستند.

5- چک کردن فرايندهای کنترل :به منظور ارزيابی بهتر خطرات صورت می گيرد. بررسی برگه های عمليات استانداردها الزامات و قوانين حاکم بر محيط کار و عوامل مربوط از جمله اين کارهاست.

6-تعيين نرخ وخامت:

وخامت خطر يا ميزان جديد بودن"اثر خطر بالقوه" بر افراد است".شدت يا وخامت خطر فقط در مورد "اثر"آن در نظر گرفته می شود، کاهش در وخامت خطر از طريق اعمال تغييرات در فرايند و نحوه انجام فعاليت ها امکان پذير است.

 برای اين وخامت خطر شاخص های کمی وجود دارد که بر حسب مقياس 1 تا 10بيان می گردد.

 

جدول (5) – وخامت خطر

رتبه

شدت اثر

شرح

10

خطرناک – بدون هشدار

وخامت تاسف بار است مثل خطر مرگ ، تخريب کامل

9

خطرناک – با هشدار

وخامت تاسف بار است اما همراه با هشدار است.

8

خيلی زياد

وخامت جبران ناپذير است –عدم توانايی انجام وظيفه اصلی – از دست دادن يک عضو بدن

7

زياد

وخامت زياد است مانند آتش گرفتن تجهيزات، سوختگی بدن

6

متوسط

وخامت کم است مانند ضرب ديدگی ، مسموميت خفيف غذايی

5

کم

وخامت خيلی کم است . مانند ضرب ديدگی مسموميت خفيف غذايی

4

خيلی کم

وخامت خيلی کم است ولی بيشتر افراد آن را احساس می کنند. نشت جزئی گاز

3

اثرات جزئی

اثرات جزئی بر جا می گذارد مثل خراش دست بهنگام تراشکاری

2

خيلی جزئی

اثر خيلی جزئی دارد.

1

هيچ

بدون اثر

 

 

 

7- احتمال وقوع:

احتمال وقوع آن مشخص می کندکه يک علت يا مکانيزم خطر با چه تواتری رخ می دهد. تنها با از بين بردن يا کاهش علل يا مکانيزم هر خطر است که می توان به عدد رخداد اميدوار بود. احتمال رخداد بر مبنای 1 تا 10 سنجيده می شود. بررسی سوابق و مدارک گذشته بسيار مفيد است . بررسی فرايندهای کنترلی ، استانداردها، الزامات و قوانين کار و نحوه اعمال آنها برای دست يافتن به اين عدد بسيار مفيد است.

جدول (6)- احتمال وقوع خطر

احتمال رخداد خطر

نرخ های احتمالی خطر

رتبه

بسيار زياد – خطر تقريبا اجتناب ناپذير است

1 در 2 يا بيش از آن

1 در 3

10

9

زياد- خطرهای تکراری

1در 8

1در 20

8

7

متوسط – خطرهای مورد

1در 80

1در400

1در 2000

6

5

4

کم- خطرهای نسبتا نادر

1در 15000

1 در 1500000

3

2

بعيد- خطر نامحتمل است

کمتر از 1 در 15000000

1

 

 

8- نرخ احتمال کشف خطر

 احتمال کشف نوعی ارزيابی از ميزان توانايی است که به منظور شناسايی يک علت / مکانيزم وقوع خطر وجود دارد. بعبارت ديگر احتمال کشف توانايی پی بردن به خطر قبل از رخداد آن است.

بررسی فرايند های کنترلی استانداردها الزامات و قوانين کار و نحوه اعمال آنها برای دست يافتن به اين عدد بسيار مفيد است.

جدول (7) احتمال کشف خطر

معيار :احتمال کشف خطر

قابليت کشف

رتبه

هيچ کنترلی وجود ندارد و يا در صورت وجود قادربه کشف خطر بالقوه نيست.

مطلقا هيچ

10

احتمال خيلی ناچيزی دارد که با کنترلهای موجود خطر رديابی و اشکار شود.

خيلی ناچيز

9

احتمال ناچيزی دارد که با کنترلهای موجود خطر رديابی و آشکار  شود.

ناچيز

8

احتمال خيلی کمی دارد که با کنترلهای موجود خطر رديابی و آشکار شود.

خيلی کم

7

احتمال کمی دارد که با کنترلهای موجود خطر رديابی و آشکار شود.

کم

6

در نيمی از موارد محتمل است که با کنترل موجود خطر بالقوه رديابی و آشکار شود.

متوسط

5

احتمال نسبتا زيادی وجود دارد که با کنترل موجود خطر بالقوه رديابی و آشکار شود.

نسبتا زياد

4

احتمال زيادی وجود دارد که با کنترل موجود خطر بالقوه رديابی و آشکار شود.

زياد

3

احتمال خيلی زياد وجود دارد.

خيلی زياد

2

تقريبا بطور حتم با کنترلهای موجود خطر بالقوه رديابی و آشکار می شود.

تقريبا زياد

1

 

 

9- محاسبه RPN

عدداولويت ريسک حاصلضرب سه عدد وخامت(S)رخداد( O) و احتمال کشف( D) است.

RPN: Serverity *Occurance *Detection                               

عدد اولويت ريسک عددی بين 1 و 100 خواهد بود.

برای اعداد ريسک بالا، کارگروهی بايد جهت پايين اوردن اين عدد از طريق اقدام اصلاحی صورت پذيرد.

10- آيا اصلاح نياز است؟

در اين مرحله خطرات را بر اساس عدد اولويت ريسک رتبه بندی می کنيم و بر اساس نظر سيستم FMEA يک حد RPN در نظر می گيريم. بعنوان مثال برای سطح اطمينان 90% حد به شرح زير بدست می آيد.

1000*90%=900----1000-900=100

سپس خطراتی که RPN بالای 100 دارندو در واقع نياز به اصلاح دارند را مشخص می کنيم.

توجه : برای خطراتی که دارای حداقل يک عدد 10 هستندنيز بايد اقدام اصلاحی در نظر گرفته شود.

11-اقدامات اصلاحی و پيشنهادی :

اين اقدامات بايد در جهت اهداف زيروضع و انجام گردند:

الف- حذف علل ريشه ای خطر

ب- کاهش وخامت اثر خطا

ج- افزايش احتمالکشف خطر در فرايند

د- افزايش رضايت کاری کارکنان از وضعيت ايمنی

12-تعيين مسئوليت و وظايف:

سازمان بايد مسئول هر يک از اقدامات اصلاحی را مشخص و ثبت نمايد نتايج اقدامات انجام شده بايد به گروه FMEA گزارش شده و صحه گذاری شوند.

13- تصحيح فرايند طبق اقدامات اصلاحی:

اقدامات بايد به طور موثر پياده شده و اين نکته در نظر گرفته شود که بايد اين اقدامات نيز ارزيابی شود. بعنوان مثال حذف يک ماده آتش زا از حلالها و جايگزينی يک ماده سمی مخاطات جديدی بدنبال دارد که بايد آنها نيز بهمين ترتيب تجزيه و تحليل شوند.

14- بعد از انجام اقدامات اصلاحی دوباره بايد عدد RPN محاسبه گردد.

در محاسبه عدد RPN بايد توجه داشت که تعيين اعداد نرخ رخداد، وخامت و کشف می بايست براساس نوع فعاليت سازمان تعيين و تثبيت شود عمدتا برای خطراتی که نرخ وخامت و رخداد بالای 7 دارند    می بايست اقدام اصلاحی در نظر گرفته شود.

مزايای FMEA

1-     يک ابزار پيشگيری از خطرات است.

2-     يک روش مناسب کمی برای ارزيابی ريسک اشت.

3-    يک روش مطمئنبرای پيش بينی مشکلات و تشخيص موثرترين و کم هزينه ترين راه حلهای پيشگيری است.

 

 

 

Occupational Health and Safety Assessment Series

استاندارد ايمني و بهداشت شغليOHSAS 18001: 1999))

نكته:

OHSAS مخفف عبارت Occupational Health and Safety Assessment Series  مي باشد.

1ـ دامنه كاربرد ( SCOPE ) :

        مشخصات اين سري ارزيابي بهداشت حرفه اي و ايمني ( OHSAS 18001 ) الزاماتي را براي يك سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني ( OH & S ) معين مي نمايد تا يك سازمان بتواند با كنترل خطرات ( ريسك ها ) بهداشتي و ايمني ، عملكرد خود را بهبود بخشد .OHSAS 18001 خود بيانگر معيار عملكرد بهداشتي و ايمني خاصي نيست و كليه جزييات لازم براي طراحي يك سيستم مديريتي را نيز ارائه نمي دهد. مشخصات OHSAS 18001 در مورد هر سازماني كه مايل به اعمال موارد زير باشد كاربرد دارد :

الف ) ايجاد يك سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني به منظور حذف يا كاهش خطرات (‌ ريسك ) براي كاركنان و ساير طرفهاي ذينفع كه ممكن است در معرض خطرات ( ريسك ) بهداشتي و ايمني ناشي از فعاليتهاي سازمان باشند .

ب ) استقرار ، حفظ و بهبود مستمر يك سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني

ج ) حصول اطمينان از انطباق با خط مشي بهداشت شغلي ايمني كه خود تعيين كرده است

د ) اثبات اين انطباق به ديگران

ه ) درخواست گواهي / ثبت سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني خود توسط يك سازمان بيروني

و ) تعيين انطباق با اين مشخصات و اظهار آن توسط خود سازمان

تمام الزامات مندرج در OHSAS 18001 به منظور لحاظ شدن در يك سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني در نظر گرفته شده اند . گستره كاربرد آن به عواملي مانند خط مشي بهداشت شغلي و ايمني ، ماهيت و شرايطي كه در آن فعاليت مي نمايد ، اندازه سازمان و نيز خطرات و پيچيدگي اين فعاليتها بستگي دارد .

توجه : OHSAS 18001 قصد دارد تا به موضوعات بهداشت شغلي و ايمني اشاره نمايد و نه به ايمني محصول و خدمات

 

2ـ استاندارد مرجع ( NORMATIVE REFERENCES ) :

       

OHSAS 18002 : 1999 Guide line for implementation of OHSAS 18001

BS 8800 : 1996 Guide to occupational Health & safety Management systems

 

 

3ـ تعاريف ( DEFINITION ) :

3ـ1ـ حادثه ( Accident ) :

يك اتفاق يا واقعه ناخواسته كه منجر به مرگ ، بيماري ، جراحت ، صدمه و يا ساير خسارات گردد .

3ـ2ـ مميزي ( Audit ) :

        بررسي ( و در صورت امكان مستقل ) به منظور تعيين اينكه آيا فعاليتها و نتايج حاصل از آنها با ترتيبات برنامه ريزي شده مطابقت دارد و آيا اين ترتيبات به طور موثر و مناسب براي دستيابي به خط مشي و اهداف سازمان اجرا شده اند.

 3ـ3ـ بهبود مستمر ( Continual Improvement ) :

        فرآيند ارتقاي سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني براي دستيابي به بهبودهايي در عملكرد كلي بهداشتي و ايمني ، در راستاي خط مشي بهداشتي و ايمني سازمان .

3ـ4ـ خطر ( Hazard ) :

        موقعيت يا منبع بالقوه ايجاد خسارات انساني يا بيماري ، تخريب اموال و تجهيزات ، صدمه به محيط كارگاه ( يا محيط زيست ) و يا تركيبي از آنها .

3ـ5ـ شناسايي خطر ( Hazard Identification ) :

فرآيند شناسايي ( تشخيص ) وجود خطر يا عامل زيان آور و تعيين مشخصات آن .

3ـ6ـ رويداد ( Incident ) :

        يك رخداد يا اتفاق ( برنامه ريزي نشده ) كه منجر به يك حادثه ( accident ) شده و يا پتانسيل منجر شدن به حادثه را داشته باشد .

يادآوري : يك رويداد ( incident ) كه منجر به بيماري ، جراحت ، صدمه و يا ساير خسارات نشده است را misses – near نيز مي گويند كلمه رويداد ( incident ) شامل اين موارد misses – near هم مي شود .

 

3ـ7ـ طرف ذينفع ( Interested Parties ) :

فرد يا گروهي كه به عملكرد بهداشت شغلي و ايمني يك سازمان مرتبط مي باشد و يا از آن تاثير مي پذيرد

3ـ8ـ عدم انطباق ( Nonconformance ) :

        هرگونه انحراف از استانداردهاي كاري ، دستورالعملها ، روشهاي اجرايي ، مقررات ، عملكرد سيستم مديريتي و غيره كه به طور مستقيم منجر به جراحات يا بيماري ، صدمه به محيط كارگاه و يا تركيبي از اينها شود .

3ـ9ـ اهداف ( Objectives ) :

        اهداف يا مقاصد كه در قالب عملكرد بهداشت شغلي و ايمني بيان شده و سازمان خود را مقيد به حصول آنها       مي داند .

يادآوري : اهداف حتي المقدور بايد كمي باشند .

3ـ10ـ بهداشت شغلي و ايمني ( Occupational Health and Safety ) :

        شرايط و عواملي كه مي تواند بر سلامتي ( being-well ) كاركنان ، كارگران موقتي ، پرسنل ، پيمانكاران ، ميهمانان و مراجعه كنندگان و يا هر فرد ديگري در محل كار تاثير بگذارد .

يادآوري : منظور از سلامتي ( being-well ) در اينجا ، سلامتي به معناي عام مي باشد .

3ـ11ـ سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني ( OH & S Management System ) :

        بخشي از كل سيستم مديريت كه مديريت بر ريسكهاي بهداشتي ـ ايمني ناشي از فعاليتهاي هر سازمان را تسهيل    مي نمايد . اين شامل ساختار سازماني ، فعاليتهاي طرح ريزي ، مسئوليتها ، روشها ، فرآيندها و منابع براي تهيه ، اجرا ،‌ بازنگري و حفظ خط مشي بهداشت شغلي و ايمني مي باشد .

3ـ12ـ سازمان ( Organization ) :

        شركت ، بنگاه ، اداره ، مجتمع كاري ، نهاد مسئول ، انجمن يا بخش يا تركيبي از آنها ، اعم از ثبت شده يا نشده ، دولتي ، عمومي يا خصوصي كه داراي وظايف و تشكيلات اداري خاص خود باشند .

3ـ13ـ عملكرد ( Performance ) :

        نتايج قابل اندازه گيري سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني مربوط به كنترل ريسكهاي بهداشتي و ايمني توسط يك سازمان ، بر مبناي خط مشي و اهداف .

يادآوري :‌ اندازه گيري عملكرد شامل اندازه گيري فعاليتهاي مديريت بهداشتي ـ ايمني و نتايج آن مي باشد .3ـ14ـ ريسك ( Risk ) :

تركيب يا تابعي از احتمال و پيامدهاي ناشي از وقوع يك اتفاق خطرناك مشخص .

3ـ15ـ ايمني ( Safety ) :

در امان بودن از ريسك غير قابل قبول يك خطر .

3ـ16ـ ريسك قابل تحمل ( Tolerable Risk ) :

ريسكي كه ميزان آن تا حد قابل تحمل توسط سازمان و با در نظر گرفتن الزامات قانوني و خط مشي بهداشتي ـ ايمني پايين آمده است .

3ـ17ـ بيماري شغلي ( Ill – Health ) :

بيماري كه از فعاليت يا محيط كاري مشخص ناشي شده باشد و يا توسط اين فعاليتها / محيط ، تشديد گردد .

 4ـ عناصر سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي:

4ـ1ـ الزامات كلي :

        سازمان بايد يك سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني ايجاد نموده و برقرار نگهدارد كه الزامات آن در كل بند 4 تشريح مي شود . بايد توجه داشت كه هدف از استقرار سيستم ايمني و بهداشت شغلي همانگونه كه در ويژگيهاي OHSAS 18001 درج شده است ، بهبود عملكرد سازمان در زمينه ايمني و بهداشت شغلي است . نكته مهم اينست كه پياده سازي يك سيستم مديريت به خودي خود براي سازمان مفيد نيست بلكه هنگامي اين امر پسنديده است كه بتواند موجب بهبود عملكرد سازمان در زمينه اي شود كه سيستم مديريت براي آن طراحي و اجراشده است.

        ويژگيهاي مندرج در OHSAS 18001 نيز همگي بر اين پايه استوارند كه سازمان به طور مداوم سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي خود را بررسي ، ارزيابي و بازنگري مي كند تا فرصتهاي بهبود را شناسايي كند و آنها را به كار گيرد . در نهايت بهبود در سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي سازمان بايد موجب بهبود در عملكرد ايمني و بهداشت شغلي سازمان شود . تنها در اين صورت است كه مي توان انتظار داشت پياده سازي سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي موجب افزايش ارزش افزوده براي فعاليتهاي سازمان شود . پيامد سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي ، ايجاد فرايندي منسجم براي دستيابي به بهبود مستمر است كه ميزان و دامنه اين فرآيند ، با توجه به جنبه هاي اقتصادي و ساير شرايط ، توسط سازمان تعيين مي شود .

4ـ2ـ خط مشي ايمني و بهداشت شغلي ( OH & S Policy ) :

        مديريت ارشد بايد خط مشي بهداشت شغلي و ايمني سازمان را كه در آن اهداف و تعهد به بهبود عملكرد بهداشتي ـ ايمني به روشني مورد تاكيد قرار گرفته است ، تعريف و مدون نمايد . مديريت مذكور بايد اطمينان يابد كه خط مشي تدوين شده متضمن موارد ذيل باشد :

الف ) متناسب با ماهيت و گستردگي و ميزان ريسكهاي بهداشتي ـ ايمني سازمان باشد .

ب )‌ شامل تعهد به بهبود مستمر باشد .

ج ) حداقل شامل تعهد به تبعيت از قوانين بهداشت شغلي و ايمني مرتبط و نيز الزامات ديگري كه سازمان آنها را تقبل نموده است ،‌ باشد .

د ) مدون ، اجرا و برقرار نگهداشته شود .

ه ) به كليه كاركنان ابلاغ گرد تا ايشان را از الزامات بهداشتي ـ ايمني خود آگاه نمايد .

و ) براي عموم و افراد علاقه مند ( جهت هرگونه پيشنهاد يا انتقاد ) قابل دسترسي باشد .

ز ) به طور متناوب مورد بازنگري قرار گيرد تا از ارتباط و تناسب آن با سازمان اطمينان حاصل شود .

        خط مشي ايمني و بهداشت شغلي عبارت است از اصول هدايت كننده اجرا و بهبود سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي سازمان به گونه اي كه بتواند عملكرد ايمني و بهداشت خود را برقرار نگهدارد و امكان بهبود آن را فراهم كند . خط مشي ، اهداف كلي را در سطحي از عملكرد كه مورد نياز سازمان است بيان مي كند و ساير فعاليتهاي سازمان بايد در طول خط مشي و در همان راستا و نشات گرفته از آن باشد. در حقيقت خط مشي ، ساختاري را بنا مي نهد كه سازمان بر روي آن ، طرحهاي ايمني و بهداشت شغلي خويش را استوار مي سازد . به همين دليل در خط مشي بايستي تعهد مديريت رده بالا به تبعيت از قوانين ذيربط و بهبود مستمر بازتاب يافته باشد .

در خط مشي ايمني و بهداشت شغلي بايد موارد زير را مورد توجه قرار داد :

راهبرد كلي و رسالت سازمان و اصول و ضوابط كلي و حاكم بر آن

نيازمنديهاي طرفهاي ذينفع و نحوه ارتباط با آنها

بهبود مستمر

كاهش مخاطرات

اصول راهنما

هماهنگي با ساير خط مشي هاي سازمان ( نظير خط مشي كيفيت و خط مشي زيست محيطي )

شرايط محلي و منطقه اي خاص

مطابقت با مقررات و قوانين مربوط به ايمني و بهداشت شغلي و ساير الزاماتي كه سازمان تقبل كرده است.

4ـ3ـ طرح ريزي ( Planning ) :

4ـ3ـ1ـ طرح ريزي براي شناسايي خطرات ، ارزيابي ريسك و كنترل ريسك ( Planning for Hazard Identification , Risk Assessment and Risk Control ) :

سازمان بايد روشهاي اجرايي براي شناسايي مداوم خطرات ، ارزيابي ريسكها و اجراي اقدامات كنترلي ايجاد كرده و برقرار نگهدارد . اينها بايد شامل موارد زير باشد :

فعاليتهاي عادي و غير عادي

فعاليتهاي تمام كاركناني كه به محل كار دسترسي دارند ( شامل پيمانكاران و بازديد كنندگان )

امكانات موجود در محل كار كه توسط سازمان يا سايرين تهيه شده است

سازمان بايد مطمئن باشد كه نتايج حاصل از اين ارزيابي ها و همچنين تاثيرات ناشي از اقدامات كنترلي در زمان تدوين اهداف بهداشتي ـ ايمني در نظر گرفته مي شوند . سازمان بايد اين اطلاعات را مستند و به روز نگهدارد .

روش ( متدولوژي ) سازمان براي شناسايي خطرات و ارزيابي ريسكها بايد :

با درنظر گرفتن دامنه فعاليتها ، طبيعت و زمان تعريف شود تا اطمينان حاصل گردد كه روش به كار رفته پويا مي باشد و نه واكنشي

توانايي تقسيم بندي ريسكها و شناسايي خطراتي را كه بايد توسط اقداماتي حذف يا كنترل شوند داشته باشد.

هماهنگ با تجربه عملياتي و ظرفيت امكانات كنترل ريسك در سازمان باشد .

ورودي هاي لازم را براي تعيين نيازمنديهاي سازمان ، شناسايي نيازهاي آموزش و يا گسترش كنترل عمليات فراهم نمايد .

برخي از خطرات و مخاطرات مهم ايمني و بهداشت شغلي عبارتند از :

الف ) سقوط اشياء  

ب ) سقوط افراد

ج ) تشعشعات خطرناك ( نظير راديوگرافي )

د ) آلودگي محيط كار ، رستوران ها و دستشويي ها

ه ) برق گرفتگي

و )‌ آتش سوزي

ز ) بلاياي طبيعي

ح ) كار با ماشين آلات خطرناك نظير پرسها ، اره ها و ماشين كاري

ط ) مواد خطرناك و سمي اعم از مايع ، گاز و جامد

ي ) حمل و نقل افراد و اشياء

روشهاي متفاوتي براي مخاطره سنجي وجود دارد كه يكي از معروفترين آنها تجزيه و تحليل عوامل بالقوه شكست و تاثير آن ( FMEA ) است . اين روش پس از اينكه كارآيي خود را در زمينه ايمني به اثبات رساند ، با قدري تغيير در مباحث كيفي نيز مورد استفاده قرار گرفت به گونه اي كه يكي از الزامات استاندارد سيستم مديريت كيفيت در صنايع قطعات خودرو ( QS 9000 و ISO/TS 16949 ) را تشكيل مي دهد . حسن بزرگ FMEA اين است كه بدون آنكه نياز به محاسبات پيچيده آماري يا رياضي داشته باشد ، نتايج بسيار سودمندي به بار مي آورد .

4ـ3ـ2ـ الزامات قانوني و ساير الزامات ( Legal and Other Requirements ) :

        سازمان بايد روش اجرايي براي شناسايي و دستيابي به الزامات قانوني و ساير الزامات بهداشت شغلي و ايمني كه قابل اعمال در آن باشد ( متناسب با مديريت بهداشت شغلي و ايمني ) ايجاد و برقرار نمايد . سازمان بايد اين اطلاعات را به روز نگهدارد . اطلاعات مربوط به الزامات قانوني و ساير الزامات بايد به اطلاع كاركنان سازمان و ساير طرفهاي ذينفع مرتبط رسانده شود . برخي از الزامات ديگر كه ممكن است براي سازمان كاربرد داشته باشند عبارتند از:

آيين كارهاي صنعتي

توافق نامه هاي منعقده با سازمانهاي دولتي و عمومي

راهنمايي هايي كه جنبه مقرراتي ندارند

براي همسازي با مقررات قانوني ، سازمان بايد الزامات قانوني مرتبط با فعاليتها ، محصولات و خدمات خود را كه جنبه ايمني دارند شناسايي كرده و درك كند . قوانين ممكن است به شكلهاي متفاوتي وجود داشته باشند :

قوانين ويژه در خصوص فعاليتها نظير مجوزهاي بهره برداري

قوانين ويژه در خصوص محصولات يا خدمات

قوانين ويژه در خصوص صنعتي كه سازمان در آن زمينه فعاليت مي كند

قوانين عمومي ايمني و بهداشت

براي شناسايي اين قوانين و نيز تغييرات آنها مي توان از منابع مختلفي استفاده كرد مانند :

سازمانهاي دولتي

تشكل هاي صنفي و صنعتي

بانكهاي اطلاعاتي موجود

خدمات تخصصي مشاورين و كارشناسان ايمني

بهترين روش ،‌ تهيه ليستي از قوانين مرتبط با فعاليتها ، محصولات و خدمات سازمان است كه به طور دائم به روز   مي شوند . اين كار مشابهت فراواني با شناسايي و مطابقت با استانداردهاي عملياتي ، محصولات و خدمات در سيستمهاي مديريت كيفيت دارد .

4ـ3ـ3ـ اهداف ( Objectives ) :

        سازمان بايد اهداف بهداشت شغلي و ايمني مدوني در هر بخش و سطحي در درون سازمان كه مرتبط باشد ايجاد كرده و برقرار نگهدارد . سازمان هنگام تعيين و بازنگري اهداف خود بايد الزامات قانوني و ساير الزامات ، خطرات   ( عوامل زيان آور ) بهداشتي ـ ايمني و ريسك ها ، گزينه هاي فن آوري ، الزامات مالي و عملياتي و بازرگاني خود و نيز نظرات طرفهاي ذينفع را در نظر گيرد . اهداف بايد با خط مشي بهداشت شغلي و ايمني و از جمله تعهد به بهبود مستمر سازگار باشد . به هنگام تدوين اهداف بايد در نظر داشت كه اين اهداف به منظور دستيابي به خط مشي ايمني و بهداشت شغلي ايجاد مي شوند . بنابراين اهداف بايد در راستاي خط مشي بوده و از سازگاري كامل با آن برخوردار باشند . بهترين روش اين است كه خط مشي ايمني و بهداشت شغلي به گزاره هايي تقسيم و اهداف بر اساس اين گزاره ها تدوين شوند .به هنگام تدوين اهداف همچنين بايد به يافته هاي حاصل از بازنگري هاي ايمني و نيز خطرات و مخاطرات ايمني تعيين شده توجه داشت . ساير مواردي كه به هنگام تدوين اهداف مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از :

مطابقت با قوانين و مقررات ايمني و بهداشت شغلي

نظرات طرفهاي ذينفع

شاخصهاي عملكرد ايمني و بهداشت شغلي  

        تدوين روش اجرايي براي تعيين اهداف اگرچه به عنوان الزام استاندارد تعريف نشده ليكن مي تواند بسيار مفيد واقع شود . روش بسيار مناسب جهت ارزيابي اهداف و تعيين مناسب بودن آنها ، روش آزمون هوشمند ( Smart Test ) است . در اين روش عواملي كه بايد به هنگام تدوين و ارزيابي اهداف مورد توجه قرار گيرند به طور بسيار خلاصه و روشن تبيين مي شود . اين عوامل عبارتند از :

مشخص بودن : اهداف بايد مشخص بوده و از به كارگيري جملات و الفاظ مبهم در آنها خودداري شود .

سنجش پذيري : اهداف بايد حتي المقدور قابل اندازه گيري باشد . بيان اهداف به صورت وصفي در بسياري از موارد ، تعيين ميزان دستيابي به آنها را با مشكل مواجه مي كند .

مورد توافق بودن : اهداف بايد موافق نظر افرادي باشد كه قرار است جهت دستيابي به آنها اقدام كنند و به تاييد آنان برسد . به بيان بهتر لازم است يك توافق جمعي در خصوص اهداف ايمني و بهداشت شغلي سازمان وجود داشته باشد .

واقع نگرانه بودن : اهداف بايد واقع بينانه و با در نظر گرفتن امكانات ، محدوديتها و وضعيت فعلي سازمان تدوين شوند . اگر اهداف بلند پروازانه باشند ، علاوه بر ايجاد مغايرت و عدم تطابق ، انگيزه و تلاش كاركنان در جهت دستيابي به آن را نابود خواهد كرد و موجب بروز دلسردي در ميان آنان خواهد شد . همين طور اگر اهداف بسيار بدبينانه تدوين شوند ، سازمان نخواهد توانست به ميزان مطلوبي از بهبود در عملكرد خود دست يابد . علاوه بر اين ، واقع بينانه بودن يك هدف ،‌ بدين معناست كه هدف بايد معقول و مرتبط با خط مشي ايمني و بهداشت شغلي سازمان باشد .

زمان بندي : اهداف بايد در يك محدوده زماني بيان شوند . عدم وجود يك مهلت براي دستيابي به هدف ، موجب خواهد شد كه سازمان تلاش لازم جهت دستيابي به آن را از خود نشان ندهد .

تعيين يك زمان مشخص براي دستيابي به هدف باعث خواهد شد كه سازمان بتواند در فواصل زماني معين ميزان دستيابي به هدف را ارزيابي كند و در صورت لزوم برنامه ها و روشهاي دستيابي به اهداف را مورد بازنگري قرار دهد.

 

4ـ3ـ4ـ برنامه ( هاي ) مديريت ايمني و بهداشت شغلي (OH & S Management Programs):

سازمان بايد برنامه هايي براي دستيابي به اهداف ايجاد كرده و برقرار نگهدارد كه شامل موارد زير باشد :

الف ) تعيين مسئوليتها براي دستيابي به اهداف در هر بخش و سطحي از سازمان كه مرتبط باشد .

ب ) نحوه و زمان بندي دستيابي به آنها : برنامه ( هاي ) مديريت بهداشت شغلي و ايمني بايد در فواصل زماني مناسب و مشخص مورد بازنگري قرار گيرد . اين برنامه ( ها ) هر جا كه لازم باشد بايد اصلاح شوند تا هرگونه تغيير در فعاليتها ، محصولات ، خدمات يا شرايط عملياتي سازمان در آنها ملحوظ گردد .

        ايجاد و به كارگيري يك يا چند برنامه ، عاملي كليدي براي اجراي موفق سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي است.در اين برنامه بايد نحوه دستيابي به اهداف از جمله زمانبندي و كاركنان مسئول اجراي آن تشريح شود . برنامه را مي توان به بخشهايي تقسيم كرد كه هر كدام ، عناصر خاصي از عمليات سازمان را در بر گيرد . نبايد فراموش كرد كه اين برنامه بايد شامل بازنگري ايمني و بهداشت شغلي در فعاليتهاي جديد باشد . برنامه هاي مديريت ايمني و بهداشت شغلي بايد با هدف دستيابي به اهداف ايمني و بهداشت شغلي تدوين شوند . به همين دليل به هنگام تدوين برنامه بايد كليه اهداف ايمني و بهداشت شغلي در نظر گرفته شوند . به منظور دستيابي به حداكثر اثربخشي لازم است برنامه هاي مديريت ايمني و بهداشت شغلي به صورت هماهنگ و سازگار با برنامه راهبردي سازمان تدوين شوند . در چنين حالتي است كه مي توان انتظار حمايت كامل مديريت از برنامه را داشت . هر برنامه بايد به سه سوال در خصوص يك هدف پاسخ دهد :

چگونه : چگونه قرار است اين هدف به وقوع بپيوندد ؟

چه كسي : چه كسي قرار است اين كار را انجام دهد ؟

چه هنگام : چه زماني اين كار بايد انجام شود ؟

تدوين يك روش اجرايي براي تنظيم برنامه هاي ايمني و بهداشت شغلي در اكثر مواقع فوايد بسياري دارد .       برنامه هاي مديريت ايمني و بهداشت شغلي يكي از قويترين ابزارهاي مديريت براي بهبود عملكرد و بهداشت شغلي سازمان مي باشند . اين برنامه ها بايد پويا بوده و به منظور سازگاري با تغييرات اهداف سازمان مورد بازنگري قرار گيرند .

 

4ـ4ـ اجرا و عمليات ( Implementation and Operation ) :

4ـ4ـ1ـ ساختار و مسئوليت ( Structure and Responsibility ) :

         وظايف ، مسئوليتها و اختيارات كاركناني كه در مديريت ، اجرا و تاييد فعاليتهاي موثر بر ريسكهاي بهداشتي ـ ايمني سازمان نقش دارند بايد تعيين ، مدون و ابلاغ شوند تا مديريت بهداشتي ـ ايمني موثر تسهيل شود . مسئوليت نهايي   ( اجراي صحيح نظام مديريت ) بهداشتي ـ ايمني بر عهده مديريت رده بالاي سازمان مي باشد . سازمان بايد يكي از مديران رده بالا ( به عنوان مثال در سازمانهاي بزرگ يكي از اعضاي هيات مديره يا هيات اجرايي ) را با مسئوليتهاي ويژه به عنوان نماينده مديريت منصوب نمايد ، تا از استقرار و اجراي مناسب الزامات سيستم مديريت بهداشت   شغلي و ايمني در تمام قسمتها و حوزه هاي عملياتي اطمينان يابد .

نماينده مديريت سازمان بايد داراي وظايف ، مسئوليتها و اختيارات معيني براي موارد زير باشد :

الف ) حصول اطمينان از اينكه الزامات مديريت بهداشت شغلي و ايمني بر طبق مشخصات OHSAS 18001     مي باشد . ( و اجرا و حفظ نيز مي گردد )

ب ) حصول اطمينان از اينكه الزامات مديريت بهداشت شغلي و ايمني جهت بازنگري و به عنوان پايه اي براي بهبود اين سيستم ، به مديريت رده بالا اعلام مي گردد . كليه كساني كه داراي مسئوليتهاي مديريتي مي باشند بايد تعهد خود را به بهبود مستمر عملكرد بهداشتي ـ ايمني نشان دهند .

يادآوري : ( سازمان بايد منابع ضروري براي اجرا و كنترل سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني را فراهم نمايد) اين منابع شامل منابع انساني ، مهارتهاي تخصصي ، فن آوري و منابع مالي مي باشد .

        براي اجراي اثربخش سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي لازم است سازمان توانايي ها و سازوكارهاي پشتيباني لازم جهت دستيابي به خط مشي و اهداف ايمني و بهداشت شغلي ايجاد كند و به طور مستمر بهبود دهد .   توانايي ها و پشتيباني هاي مورد نياز سازمان به منظور آمادگي در برابر تغيير خواسته هاي طرفهاي ذينفع و فرآيند بهبود مستمر توسعه مي يابند . براي دستيابي به اهداف ايمني و بهداشت شغلي ، سازمان بايد انسانها ، سيستمها ، راهبردها ، منابع و ساختار لازم را شناسايي و به كار گيرد . براي بسياري از سازمانها استقرار سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي  مي تواند با نگرش مرحله اي صورت پذيرد . بنابراين لازم نيست در ابتداي استقرار اين سيستم كليه منابع و ساختار در سطح عالي وجود داشته باشد ، بلكه مهم اين است كه بر اساس سطح آگاهي سازمان ، مخاطرات و انتظارات طرفهاي ذينفع سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي پايه مستقر شود و سپس با اتكا به ديدگاه بهبود مستمر ، اين ديدگاه ارتقا يابد . ابتدا بايد ساختار سازماني ايجاد شود و در صورتي كه چنين ساختاري موجود باشد ، بايد با درنظر گرفتن الزامات سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي مورد بازنگري قرار گيرد .

        ساختار سازمان متشكل از دو بخش اساسي يعني نمودار سازماني و شرح وظايف و اختيارات عناوين مختلف سازمان است . همانطور كه مي دانيم هدف از استقرار يك سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي اين نيست كه سازمان تمامي انرژي خود را صرف ايجاد محيط امن كند . چرا كه رسالت اصلي هر سازماني در وهله اول ، بقاي سازمان در محيط رقابتي است و سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي نيز در نهايت بايد سازمان را در دستيابي به اين رسالت ياري كند . به همين دليل به هنگام ايجاد يا بازنگري ساختار سازماني مطابق با نيازمنديهاي OHSAS بايد رسالت كلي سازمان تعريف و بر آن اساس اجزايي كه براي دستيابي به آن رسالت مورد نيازند ، ايجاد شود . اين اجزا به صورت عناوين و واحدهاي سازمان به هر شكل مناسب تعريف مي شوند . حال با اين اطلاعات بايد اجزايي را كه مسئوليت و نقش در استقرار موثر سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي دارند ، شناسايي كرد و اين وظايف و نقشها را در قالب شرح وظايف و اختيارات به آنها ابلاغ كرد .

        در سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي هيچ واحد يا فرآيند سازماني كه مرتبط با ايمني و بهداشت شغلي نباشد ، وجود ندارد . اجراي موفقيت آميز سيستم مديريت ايمني و بهداشت  شغلي تعهد تمامي كاركنان سازمان را مي طلبد . بنابراين مسئوليتهاي ايمني و بهداشت شغلي نبايد محدود به امور ايمني انگاشته شود ، بلكه    مي تواند امور ديگر سازمان مانند مديريت عمليات يا ساير وظايف كاركنان به جز موارد ايمني و بهداشت را نيز در بر گيرد . اين تعهد بايد از بالاترين سطوح مديريت شروع شود . لذا مديريت رده بالا بايستي خط مشي ايمني و بهداشت شغلي را ايجاد كند و اطمينان حاصل نمايد كه سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي اجرا مي شود . به عنوان بخشي از اين تعهد ، مديريت رده بالا بايستي فرد يا افراد خاصي را به عنوان گماشته مديريت با مسئوليت و اختيار تعريف شده براي اجراي سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي تعيين كند . سازمانهاي بزرگ يا پيچيده مي توانند بيش از يك گماشته مديريت داشته باشند . در شركتهاي كوچك يا متوسط اين مسئوليتها مي تواند توسط يك نفر انجام شود . اكيدا توصيه مي شود كه گماشته مديريت در نمودار سازماني مشخص شده باشد .

         اين امر اگرچه صراحتا در استاندارد OHSAS خواسته نشده است ليكن باعث خواهد شد كه اولا تمامي پرسنل به راحتي از وجود و موقعيت چنين سمتي مطلع شوند و ثانيا با توجه به ارتباط مستقيم گماشته مديريت با مديريت رده بالا ، جايگاه و اختيارات وي مستحكم تر شود . به همين ترتيب حائز اهميت است كه ساير مسئوليتهاي كليدي سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي به درستي تعريف شود و به كاركنان مربوطه منتقل شود. مديريت رده بالا همچنين بايد اطمينان حاصل كند كه منابع مناسب همواره فراهم است تا مطمئن شود كه سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي اجرا     مي شود و برقرار مي ماند . اين منابع شامل منابع انساني ، فيزيكي ( نظير تجهيزات و تسهيلات ) و منابع لازم براي دستيابي به اهداف ايمني و بهداشت شغلي مي شود . برخي از اين منابع عبارتند از :

نيروي آموزش ديده و ماهر

اطلاعات مربوط به روشهاي نوين و مقررات جديد

تجهيزات و ماشين آلاتي كه نكات ايمني در آنها رعايت شده باشد

تسهيلات ايمني و بهداشتي نظير درمانگاه ، آتش نشاني و غيره

منابع فن آوري نظير استفاده از ربات براي فعاليتهاي بسيار خطرناك 

ريشه بسياي از مغايرتها و حوادث ايمني در عدم شناسايي و تامين منابع لازم نهفته است . به ويژه در كشور ما به منابع اطلاعاتي توجه بسيار كمي مي شود و به هنگام سخن گفتن از منابع فقط منابع انساني و فيزيكي مدنظر قرار مي گيرند. از طرف ديگر سازمانهاي كوچك و متوسط به دليل محدوديتهاي ناشي از امكانات خود در بسياري موارد در تامين منابع لازم با مشكلات زيادي مواجه مي شوند . در برخورد با چنين محدوديتهايي ،‌ استفاده از راهبردهاي همكاري نظير موارد زير مي تواند كمك شاياني به سازمان نمايد :

استفاده از منابع اطلاعاتي و فن آوري مشتريان بزرگ

ساير سازمانهاي متوسط و كوچك كه همكار يا عضو يك مجموعه اند مي توانند براي تبادل اطلاعات ، ايجاد و استفاده از تسهيلات مشترك ، تعريف پروژه هاي مشترك جهت بهبود عملكرد استفاده از مشاورين به صورت مشترك اقدام كنند .

        استفاده از موسسات استاندارد ، تشكل هاي سازمانهاي كوچك و متوسط ، اتحاديه هاي صنفي براي آموزش و برنامه هاي افزايش آگاهي استفاده از دانشگاهها و ساير مراكز تحقيقاتي در ارتباط با منابع ، سوالات زير مي تواند راهنماي خوبي براي بررسي وضعيت سازمان در اين خصوص باشد :

1 ـ سازمان چگونه منابع لازم براي دستيابي به اهداف ايمني و بهداشت شغلي را شناسايي و تامين ميكند ؟

2 ـ سازمان چگونه بين هزينه ها و فوايد فعاليتهاي ايمني و بهداشت شغلي تعادل برقرار مي كند ؟

 

4ـ4ـ2ـ آموزش ، آگاهي و صلاحيت ( Training , Awareness and Competence ) :

كاركناني كه وظايف آنها مي تواند باعث پيامدهاي بهداشت شغلي و ايمني در محل كار شود بايد واجد صلاحيت باشند . صلاحيت به معناي داشتن تحصيلات ، آموزش و يا تجربه مناسب مي باشد . سازمان بايد روشهاي اجرايي ايجاد كرده و برقرار نگهدارد تا مطمئن شود كه كاركنان در هر بخش و سطحي از موارد زير آگاه مي باشند :

الف ) اهميت انطباق با خط مشي و روشهاي اجرايي بهداشتي ـ ايمني و با الزامات سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني

ب ) پيامدهاي بهداشتي ـ ايمني ، حاصل از فعاليتهاي كاري آنان و منافع حاصل از عملكرد بهبود يافته افراد ، اعم از بالقوه و بالفعل

ج )‌ نقش و مسئوليتهاي خود در حصول انطباق با خط مشي و روشهاي اجرايي بهداشتي ـ ايمني و با نيازمنديهاي سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني و از جمله با الزامات آمادگي و واكنش در شرايط اضطراري

د ) عواقب بالقوه عدول از روشهاي اجرايي عملياتي مشخص شده

روشهاي اجرايي آموزش بايد سطوح مختلفي را در نظر بگيرد از جمله :

الف ) مسئوليت ، توانايي و معلومات

ب ) ريسك

قدم اول در افزايش آگاهي پرسنل نسبت به ايمني و بهداشت شغلي ، شناسايي نيازهاي آموزشي است . تهيه روش اجرايي براي تعيين نيازهاي آموزشي و به روز كردن آن معمولا باعث انجام بهتر اين كار مي شود . نيازهاي آموزشي را مي توان از طرق زير شناسايي كرد :

بررسي وظايف و مسئوليتهاي هر پست و تعيين شرايط احراز با توجه به مسائل ايمني و بهداشت شغلي و سپس مقايسه اين شرايط با وضع موجود فرد متصدي شغل

نظرات مديران و مسئولين مستقيم

نتايج مميزي هاي داخلي

اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه

اهداف ايمني و بهداشت شغلي سازمان

قوانين و مقررات ايمني و بهداشت شغلي

        نكته مهم در تعيين نيازهاي آموزشي استمرار اين فرآيند است . به بيان ديگر نيازهاي آموزشي به هنگام تغييرات در فرآيندها ، اهداف و مخاطرات ايمني و بهداشت شغلي بايد مورد بازنگري قرار گيرد . بازنگري دوره اي نيازهاي آموزشي تا حد زيادي مي تواند از مطابقت نيازها با تغييرات اطمينان به دست دهد . مساله ديگر ، تفاوت بين آموزش و آگاهي در سيستمهاي مديريت است . آگاهي هاي عمومي پرسنل در خصوص مسائل ايمني و نقش آنان درجلوگيري از مخاطرات احتمالي بسيار حايز اهميت است . مديريت رده بالاي سازمان نقش كليدي در ايجاد آگاهي و انگيزش نزد پرسنل دارد و بايد تعهد خود نسبت به ايمني را به طرق مختلف به سطوح پايين تر سازمان منتقل كند . همچنين كليه پرسنل بايد اين تعهد و آگاهي را به همان شكل به سطح پايين تر خود منتقل كنند . در نهايت كليه اعضاي سازمان بايد اهميت دستيابي به اهداف ايمني و بهداشت شغلي را درك كنند و از انگيزه لازم براي تلاش در راستاي دستيابي به آن برخوردار شوند . به اين ترتيب عملكرد ايمني و بهداشت شغلي سازمان در كليه سطوح افزايش       مي يابد . همانگونه كه قبلا نيز ذكر شد اين فرآيند يك چرخه مستمر بوده و هيچگاه نمي توان ادعا كرد كه سازمان ديگر نيازي به افزايش آگاهي و آموزش پرسنل ندارد .

آموزش كاركنان به طور معمول طي مراحل زير صورت مي پذيرد :

تعيين نيازهاي آموزشي كاركنان

ايجاد برنامه آموزشي جهت تامين نيازهاي تعيين شده

تصديق مطابقت برنامه آموزشها با الزامات قانوني يا نيازمنديهاي سازمان

اجراي برنامه هاي آموزشي

مستند سازي آموزشها و حفظ سوابق

ارزيابي ميزان موثر بودن آموزشها

        از آنجا كه مسايل ايمني و بهداشت شغلي ارتباط مستقيم با سلامت كليه افراد حاضر در محيط كار از جمله پيمانكاران و بازديد كنندگان دارد ، سازمان بايد ثابت كند كه تدابيري براي آگاهي لازم در اين افراد نيز اتخاذ كرده است . اين امر از طرق مختلف نظير نصب علايم هشداردهنده و انتقال اصول ابتدايي به افراد ميسر است .

4ـ4ـ3ـ مشاوره و ارتباطات ( Consultation and Communication ) :

 سازمان جهت حصول اطمينان از انجام تبادل دو طرفه اطلاعات بهداشتي ـ ايمني مرتبط با كاركنان و طرفهاي ذينفع ، بايد روشهاي اجرايي تدوين نمايد . درگير نمودن كاركنان با مسايل بهداشتي ـ ايمني و مشاوره هاي مربوط به ايشان بايد مستند شده و به اطلاع طرفهاي ذينفع برسد . كاركنان بايد :

الف ) جهت مديريت بر ريسكها ، در تهيه و بازنگري خط مشي و روشهاي اجرايي درگير شوند .

ب ) در صورت بروز هرگونه تغيير كه ممكن است بر بهداشت شغلي و ايمني كارگاه موثر باشد طرف مشورت قرار گيرند .

ج ) در مورد مسايل بهداشتي و ايمني توجيه شوند .

د ) از اينكه چه كسي ( كساني ) نمايندگان بهداشتي ـ ايمني آنان مي باشند و نماينده مديريت در اين خصوص چه كسي است ، اطلاع داشته باشند .

در خصوص مسايل درون سازماني اطلاعات مرتبط با ايمني و بهداشت شغلي مي تواند شامل موارد زير باشد :

خط مشي ايمني و بهداشت شغلي و تغييرات آن

اهداف و برنامه هاي ايمني و بهداشت شغلي و تغييرات آنها

روشها و دستورالعملهاي ايمني و بهداشت شغلي و تغييرات آنها

نتايج حاصل از پايش و اندازه گيري عملكرد و اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه مرتبط با آنها

نتايج حاصل از مميزي هاي داخلي

نتايج حاصل از بررسي حوادث ، رخدادها و موارد شبه رخداد

نتايج حاصل از بازنگري مديريت

بايد توجه داشت كه لزومي ندارد حتما تمامي اين اطلاعات به تمامي افراد سازمان منتقل شود بلكه اين اطلاعات بايد به افراد مرتبط به طرز صحيح منتقل شود ، در خصوص موارد عمومي از قبيل خط مشي ، لازم است اين اطلاعات به كليه سطوح سازماني انتقال پيدا كند . همچنين بايد توجه داشت كه اين انتقال نبايد ارتباطي يك جانبه باشد بلكه سازمان نيز بايد از اطلاعات كاركنان بهره برداري لازم را بكند .

مواردي كه سازمان مي تواند از اطلاعات كاركنان استفاده كند عبارتند از :

تعيين اهداف ايمني و بهداشت شغلي 

تعيين مخاطرات و مخاطره سنجي

تدوين برنامه هاي ايمني و بهداشت شغلي 

منابع اطلاعات برون سازماني مرتبط با ايمني و بهداشت شغلي مي تواند شامل اين موارد باشد :

خط مشي ايمني و بهداشت شغلي كه بايد به اطلاع طرفهاي ذينفع برسد .

انجمنهاي صنفي و مراكز تدوين قوانين ايمني و بهداشت شغلي 

اطلاعات مربوط به مخاطرات ايمني و بهداشت شغلي مرتبط با عمليات سازمان كه به اطلاع طرفهاي ذينفع مي رسد .

اطلاعات لازم در خصوص برنامه ريزي اضطراري و ساير موارد مربوط كه با مسئولين دولتي و عمومي رد و بدل مي شود ( نظير هماهنگي با سازمان محلي آتش نشاني )

4ـ4ـ4ـ مستند سازي ( Documentation ) :

سازمان بايد براي موارد زير اطلاعات را به شكل مناسب ، از قبيل ثبت بر روي كاغذ يا به صورت الكترونيكي ، ايجاد نموده و برقرار نگهدارد :

الف ) تشريح عناصر اصلي سيستم مديريت و روابط متقابل آنها

ب ) رجوع دادن به مستندات مربوطه

يادآوري : به منظور استفاده موثر و كارآمد از مستندات ، بسيار مهم است كه مستند سازي در كمترين حد لازم انجام و نگهداري شود . سازمان بايد اطمينان يابد كه مستندات براي اجراي كامل برنامه هاي بهداشت شغلي و ايمني در دسترس بوده و متناسب با نيازها مي باشد .

مستنداتي كه به منظور تشريح الزامات سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي تدوين مي شوند بايد به حد كافي عناصر اصلي اين نظام و به ويژه تاثير متقابل آنها را تشريح كند ، اين مستندات همچنين بايد راهنمايي هاي لازم را در خصوص اين كه از كجا مي توان اطلاعات تفصيلي بيشتر را درباره كار هر يك از بخشهاي خاص سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي به دست آورد ، ارايه نمايد . يكپارچه سازي اين نظامنامه با نظامنامه مديريت كيفيت و احتمالا نظامنامه مديريت زيست محيطي تاثير بارزي در ارتقاي اثربخشي و كارآيي مستندات خواهد داشت .

مستندات مربوطه ميتواند شامل موارد زير باشد :

الف ) اطلاعات فرآيند

ب ) ساختار سازماني

ج ) استانداردهاي داخلي و روشهاي اجرايي عملياتي

د ) طرحهاي اضطراري مربوط به هر مكان

        روشها و فرآيندهاي عملياتي بايد تعريف شده و به صورت مناسب مدون شوند و به هنگام لزوم مورد بازنگري قرار گيرند . انواع مختلف مستندات مورد استفاده درسازمان بايد به صورت روشن و شفاف تعريف شده و ارتباط آنها مشخص باشد . وجود مستندات ايمني و بهداشت شغلي به كاركنان كمك مي كند تا بتوانند براي دستيابي به اهداف ايمني و بهداشت شغلي چه فعاليتهايي بايد صورت گيرد . همچنين اين مستندات ، ارزيابي سيستم و عملكرد ايمني و بهداشت شغلي را امكان پذير مي سازد . ماهيت مستندات بسته به اندازه و پيچيدگي سازمان متفاوت است .

4ـ4ـ5ـ كنترل مدارك و داده ها ( Document and Data Control ) :

سازمان بايد روشهاي اجرايي را براي كنترل تمام مدارك مورد نياز اين استاندارد ايجاد نموده و برقرار نگهدارد تا اطمينان حاصل كند كه :

الف ) محل مدارك و داده ها ( مستندات ) معلوم است .

ب ) مدارك و داده ها به طور ادواري بازنگري و در صورت لزوم تجديد نظر مي شوند و مناسب بودن آنها مورد تاييد مجاز قرار مي گيرد .

ج ) نسخه هاي جاري مدارك و داده ها در تمام محلهايي كه عمليات اساسي ، براي كاركرد موثر سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني در آنجا انجام مي گيرد در دسترس مي باشند.

د ) مدارك منسوخ به موقع از تمام محلهاي صدور و محلهاي استفاده آنها خارج مي شوند يا به طريق ديگري از عدم استفاده ناخواسته اطمينان حاصل گردد .

ه ) تمام مدارك و داده هايي كه بايد قانونا نگهداري شوند و همچنين آنهايي كه جهت آگاهي و مراجعات بعدي بايگاني مي شوند به طور مناسب نشانه گذاري شده اند .

        هدف نهايي بند 4-4-5 اين است كه اطمينان حاصل شود خطري از بابت مدارك نا معتبر و عدم دسترسي به مدارك ، عملكرد موثر سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي را تهديد نمي كند . به بيان ديگر بايد اطمينان حاصل شود كه سازمان ، مدارك را به نحوي ايجاد و مستقر كرده است كه براي اجراي سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي كافي است . با اين همه تاكيد اصلي سازمان بايد بر اجراي موثر سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي باشد نه بر سيستم پيچيده كنترل مستندات . به منظور تعيين محل مدارك ،‌ يك روش معمول تهيه فهرست توزيع براي مدارك است ، به اين ترتيب كه براي هر مدرك صادر شده ، يك فهرست توزيع تهيه مي شود و بخشها يا افراد گيرنده مدرك مشخص مي شوند . معمولا از همين فهرست براي دريافت رسيد از گيرندگان استفاده مي شود . روش ديگر درج نام يا عنوان گيرندگان در فهرست اصلي مستندات است . در صورتي كه گيرندگان مدارك ثابت باشند ( مثلا كليه روشهاي اجرايي سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي همواره دركليه بخشهاي اصلي سازمان توزيع مي شوند ) مي توان از تهيه فهرست جداگانه براي هر مدرك صرف نظر كرد . مدارك بايد در فواصل معين زماني كه خود سازمان بسته به اندازه و ماهيت فعاليتها و محيط فعاليت خود تعيين مي كند ، مورد بازنگري قرار گيرند . بديهي است بازنگري دوره اي مدارك به اين معنا نيست كه نبايد مدارك را در خارج از اين دوره ها مورد بازنگري قرار داد . افراد مجاز و مختار براي تاييد مدارك چه در هنگام صدور و چه در هنگام تغيير مدارك بايد مشخص شوند . به منظور مشخص كردن وضعيت جاري مدارك تهيه فهرست اصلي مستندات معمولا بسيار كارساز است . نكته حايز اهميت اين است كه مدارك و داده ها به هنگام نياز چه در شرايط عادي و چه در شرايط غير عادي بايد در دسترس باشند . مثلا در حالتهاي اضطراري نظير آتش سوزي ، در دسترس بودن نقشه محيط كار ( شامل خروجي هاي اضطراري ، جعبه هاي آتش نشاني ، پنجره ها و ...) بسيار مهم است . همينطور دستورالعملها و روشهاي اجرايي موارد اضطراري بايد در شرايط اضطراري به سرعت قابل دسترسي باشند .

4ـ4ـ6ـ كنترل عمليات ( Operational Control ) :

        سازمان بايد عمليات و فعاليتها را در ارتباط با ريسك هاي شناخته شده ( در جايي كه اقدامات كنترلي مورد نياز باشد) مشخص نمايد . سازمان بايد اين فعاليتها را كه شامل نگهداري و تعميرات نيز هستند ،‌ به طرق زير برنامه ريزي كند تا اطمينان حاصل نمايد كه تحت شرايط مشخص شده به انجام مي رسند :

الف ) ايجاد و برقراري روشهاي اجرايي مدون براي پوشش دادن وضعيتهايي كه نبود آنها ممكن است منجر به انحراف از خط مشي و اهداف بهداشت حرفه اي و ايمني گردد .

ب )‌ مشخص نمودن معيارهاي عملياتي درروشهاي اجرايي

ج )‌ ايجاد و برقراري روشهاي اجرايي مرتبط با ريسكهاي بهداشتي ـ ايمني شناسايي شده مربوط به كليه وسايل ، تجهيزات و خدمات خريداري شده و يا استفاده شده توسط سازمان و ابلاغ روشهاي اجرايي و الزامات مربوطه به تامين كنندگان و پيمانكاران

د )‌ ايجاد و برقراري روشهاي اجرايي براي طراحي محل كار ، فرآيند ، تاسيسات ، ماشين آلات ، رويه هاي عملياتي و سازماندهي كار ( از جمله انطباق كار با توانايي هاي نيروي انساني ) به منظور حذف يا كاهش ريسكهاي    بهداشتي ـ ايمني در منبع آنها

هدف از اين زير بند آن است كه سازمان تمهيدات لازم را براي حصول اطمينان از اعمال اثربخش شاخص هاي عملياتي مرتبط با مخاطرات خود فراهم كند تا در نهايت به آنچه كه در خط مشي و اهداف ايمني و بهداشت شغلي بيان كرده است ، دست يابد . نتايج حاصله از شناسايي خطر ، مخاطره سنجي و كنترل مخاطرات به همراه الزامات قانوني و ساير الزامات و نيز اهداف ايمني و بهداشت شغلي ، عملياتي كه نياز به كنترل دارند را به راحتي مشخص  مي كنند . سازمان بايد براي كنترل مخاطرات ناشي از فعاليتهاي خود روشهاي اجرايي برقرار كند تا از بروز حوادث ، رخدادها و يا ساير انحرافات از اهداف و خط مشي ايمني و بهداشت شغلي جلوگيري شود . اين روشهاي اجرايي بايد در فواصل معين زماني مورد بازنگري قرار گيرند تا از تداوم مناسب بودن و اثربخشي آن اطمينان حاصل شود . همچنين اين روشهاي اجرايي بايد شامل وضعيتهايي باشند كه در خارج از محيط كار سازمان ( مثلا در محل مشتري يا پيمانكار ) ايمني به خطر مي افتد . فعاليتهاي نصب كه در محل مشتري انجام مي گيرند نمونه اي از اين نوع فعاليتها هستند . برخي از مواردي كه معمولا مخاطرات از آنها ناشي مي شوند به شرح زير هستند :

1 ) خريد يا انتقال كالاها و يا خدمات و استفاده از منابع خارجي شامل موارد زير :

- تاييد خريد يا انتقال مواد شيميايي و ساير مواد خطرناك

- در دسترس بودن مستندات لازم براي جابجايي ايمن ماشين آلات ، تجهيزات ، مواد يا مواد شيميايي به هنگام خريد و يا شناسايي نياز به جمع آوري اين مستندات

- ارزيابي صلاحيت پيمانكاران از لحاظ ايمني و بهداشت شغلي و ارزيابي مجدد آنها در فواصل معين زماني

- تاييد طراحي تمهيدات ايمني و بهداشت شغلي براي كارگاه يا تجهيزات جديد

2 ) فعاليتهاي خطرناك شامل موارد زير :

- شناسايي فعاليتهاي خطرناك ( نظير راديوگرافي ، جابجايي اجسام بزرگ و ... )

- تعيين روشهاي كاري از قبل و تاييد آنها

- تشخيص صلاحيت پرسنل براي انجام فعاليتهاي خطرناك قبل از انجام

- سيستمهاي اجازه كار و روشهاي اجرايي كنترل ورود و خروج كاركنان به محلهاي كار خطرناك

3 ) مواد خطرناك شامل موارد زير :

- شناسايي محل انبارها و نگهداري موجوديها

- تمهيدات انبارش ايمن و كنترل دسترسي به مواد خطرناك

- تهيه و دسترسي به داده هاي ايمني مواد و ساير اطلاعات مرتبط

4 )‌ نگهداري ايمن كارگاه و تجهيزات شامل موارد زير :

- تهيه ، كنترل و نگهداري كارگاهها و تجهيزات سازمان

- تهيه ، كنترل و نگهداري وسايل حفاظت فردي (  PPE)

- تفكيك و كنترل دسترسي به تجهيزات

- بازرسي و كنترل تجهيزات مرتبط با ايمني و بهداشت شغلي و سيستمهاي مرتبط با آن نظير :

- سيستمهاي حفاظت اپراتور

- مراقبت و حفاظت فيزيكي

- سيستمهاي ازكاراندازي

- تجهيزات كشف و جلوگيري از آتش سوزي

- تجهيزات جابجايي ( جرثقيل ها ، بالابر ، نقاله ها و ساير تجهيزات بالابر )

- منابع و محافظ هاي راديولوژي

- وسايل پايش ضروري

- سيستمهاي تهويه داخلي

- تسهيلات و تمهيدات پزشكي

4ـ4ـ7ـ آمادگي و واكنش در وضعيت اضطراري ( Emergency Prepare ness and Response ) :

        سازمان بايد روشهاي اجرايي را براي شناسايي احتمال وقوع و مقابله با حوادث و وضعيتهاي اضطراري و براي پيشگيري و كاهش امكان بروز بيماريها و جراحاتي كه ممكن است مرتبط با اين حوادث باشد ، ايجاد و برقرار نگهدارد . سازمان بايد هر زمان كه لازم باشد ، روشهاي اجرايي آمادگي و واكنش در وضعيت اضطراري خود را خصوصا پس از وقوع حوادث يا وضعيتهاي اضطراري ، مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهد . سازمان همچنين بايد به طور ادواري هر وقت كه امكان پذير باشد ، اين روشهاي اجرايي را اجرا ( آزمايش ) نمايد . روشهاي اجرايي و طرحهاي اضطراري بايد با هدف حصول اطمينان از واكنش مناسب در مقابل رخدادهاي پيش بيني نشده ايجاد شوند . براي اين منظور سازمان بايد حوادث بالقوه و واكنشهاي مناسب مرتبط با آنها را تعيين كند .

        به هنگام تعيين حوادث بالقوه بايد نتايج شناسايي خطر ، مخاطره سنجي و كنترل مخاطرات را مورد توجه قرار داد . همچنين مواردي از قبيل الزامات قانوني و ساير الزامات ، تجارب مربوط به رخدادها و حوادث قبلي مربوط به سازمان يا سازمانهاي ديگر و نيز نتايج تمرين هاي عملي مواقع اضطراري مي تواند مفيد واقع شود . اولين نتيجه اين فعاليت ، تهيه روشهاي اجرايي و طرحهاي اضطراري است . در حقيقت پس از تعيين حوادث بالقوه ، بايد طرحها و روشهاي اجرايي جهت واكنش در برابر اين خطرات به هنگام وقوع تهيه شود . همانند ساير روشهاي اجرايي ، در اين روشها و طرحها نيز بايد فرد مسئول اصلي براي مقابله با اين رخدادها مشخص باشد.

         همچنين اقداماتي كه بايد توسط پرسنل به هنگام وقوع حادثه انجام گيرد و حتي اقداماتي كه بايد از سوي ساير افراد نظير ميهمانان و پيمانكاران انجام گيرد ( نظير مراجعه سريع به محل مشخص اجتماع به هنگام حادثه ) بايد در روشها و طرحهاي مربوط به صراحت بيان شود . بديهي است برخي از افراد به دليل ماهيت كار خود ، وظايف ويژه اي در اين مواقع دارند . در مواردي كه لازم است به هنگام حادثه محل كارگاه تخليه شود بايد روش اين كار در روشها و طرحهاي مربوطه ذكر شود . علاوه بر موارد فوق ، مسائل زير نيز در روشها و طرحهاي اضطراري مي تواند مورد توجه قرار گيرد :

شناسايي محلهاي خطرناك نظير محل نگهداري مواد آتش زا يا قابل انفجار

نحوه ارتباط با سازمانهاي مرتبط نظير اورژانس ، آتش نشاني و ... و نيز همسايگان

حفاظت از اسناد و تجهيزات بسيار مهم

نحوه دستيابي به اطلاعات ضروري در مواقع اضطراري نظير نقشه هاي كارگاه ، داده هاي مربوط به مواد خطرناك و تلفن هاي ضروري

پس از تهيه روشها و طرحهاي اضطراري ، تجهيزات و لوازم مورد نياز در مواقع اضطراري بايد شناسايي و تامين شود. تهيه فهرستي از اين تجهيزات بسيار مفيد است . اين تجهيزات بايد به تعداد كافي تهيه شود و آماده به كار بودن آنها در فواصل زماني مشخص بررسي شود . برخي از اين تجهيزات عبارتند از :

وسايل حفاظت فردي ( غير از وسايلي كه به هنگام كار عادي بايد مورد استفاده قرار گيرد ، نظير ماسك ضد گاز )

سيستمهاي هشداردهنده نظير آژير خطر

روشنايي و برق اضطراري

فيوزها و شيرهاي قطع اضطراري

وسايل خروج اضطراري و فرار از محل خطر

وسايل كمكهاي اوليه

وسايل آتش نشاني

وسايل ارتباطي ( نظير بي سيم )

پناهگاهها

تمرين عملي روشها و طرحهاي واكنشي در مواقع اضطراري خواسته ديگر OHSAS 18001 مي باشد . اگرچه طرحها و روشها روي كاغذ ممكن است كافي به نظر برسند ولي تا كارآيي آنها عملا به اثبات نرسيده باشد قابل اطمينان نخواهد بود . براي حصول اطمينان از كفايت ، مناسب بودن و اثربخشي اين طرحها ممكن است لازم باشد كه شرايط اضطراري كاملا شبيه سازي شوند . تمرينهاي عملي روشها و طرحهاي اضطراري بايد بر اساس برنامه زمانبندي اجرا شوند . اين تمرينها بايد حتي المقدور با شرايط واقعي مطابقت داشته و در صورت امكان از مشاركت سازمانهاي مرتبط نظير اورژانس و آتش نشاني به هنگام تمرين استفاده شود . بعد از هر تمرين عملي يك گزارش يا صورت وقايع بايد تهيه و علاوه بر شرح وقايع ، نقاط قوت و ضعف واكنش و نيز پيشنهادهاي لازم براي بهبود ارائه شود . اين نتايج مي تواند منجر به اصلاح روشهاي اجرايي و طرحهاي اضطراري شود .

4ـ5ـ بررسي و اقدام اصلاحي ( Checking and Corrective Action ) :

4ـ5ـ1ـ اندازه گيري عملكرد و پايش ( Performance Measurement and Monitoring ) :

 سازمان بايد روشهاي اجرايي براي نظارت ( پايش ) و اندازه گيري منظم عملكرد بهداشتي ـ ايمني خود ايجاد نموده و برقرار نگهدارد . اين روشهاي اجرايي بايد شامل موارد ذيل باشد :

الف ) اندازه گيريهاي كمي و كيفي متناسب با نيازهاي سازمان

ب ) اهداف بهداشتي ـ ايمني سازمان را محقق گرداند

ج ) اقدامات منظم براي نظارت ( پايش ) بر عملكرد ، از جمله انطباق با برنامه هاي مديريت بهداشت شغلي و ايمني ، معيارهاي عملياتي و الزامات قانوني و مقررات مرتبط

د ) اقدامات موردي جهت نظارت بر حوادث ، بيماريها ، رويدادها و ساير موارد نقص در عملكرد بهداشتي ـ ايمني

ه ) ثبت داده ها و نتايج كافي از اندازه گيري ها و نظارت را شامل ، تا تجزيه و تحليل اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه تسهيل گردد.

در صورتي كه تجهيزاتي براي اندازه گيري و نظارت مورد نياز باشد ، سازمان بايد روشهاي اجرايي براي كاليبراسيون و نگهداري اين تجهيزات ايجاد و برقرار نگهدارد . سوابق كاليبراسيون و نگهداري از تجهيزات بايد حفظ شوند .

هدف از تدوين روشهاي اجرايي پايش و اندازه گيري ، نظارت بر مشخصه هاي كليدي عملكرد ايمني و بهداشت شغلي سازمان است . سازمان بايد اثبات كند كه قابليت اندازه گيري عملكرد خود را در قالب زماني مورد نظر دارد. بدون چنين قابليتي تعريف اهداف كمي معنايي نخواهد داشت . بديهي است براي استقرار چنين نظارتي ، قبل از هر چيز ابتدا بايد شاخص هاي عملكرد تعريف شوند . شاخص هاي عملكرد بر اساس خط مشي ، اهداف ، برنامه ها و مخاطرات سازمان تعريف مي شوند . برخي از شاخص هايي كه مي توانند مورد استفاده قرار گيرند از موارد زير قابل استخراج است :

ميزان دستيابي به خط مشي و اهداف ايمني و بهداشت شغلي 

برنامه هاي آموزشي ، آگاهي ، ارتباطات و مشاوره كاركنان

كنترل هاي مرتبط با مخاطرات ايمني و بهداشت شغلي

ميزان مطابقت با مقررات و ساير الزامات ايمني و بهداشت شغلي

بررسي رخدادها و حوادث گذشته

4ـ5ـ2ـ حوادث ، رويدادها ، عدم انطباق و اقدام اصلاحي و پيشگيرانه ( Accident , Incident , Non-conformances and Corrective and Preventive Action ) :

سازمان بايد روشهاي اجرايي براي تعيين مسئوليتها و اختيارات براي پرداختن به موارد زير را ايجاد نموده و برقرار نگهدارد :

الف ) پرداختن و كاوش پيرامون

حوادث

رويدادها

عدم انطباقها

ب ) انجام اقداماتي به منظور كاهش پيامدهاي ناشي از حوادث ، رويدادها و عدم انطباقها

ج ) شروع و تكميل اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه

د )‌ تاييد موثر بودن اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه انجام شده

در اين روش اجرايي بايد قيد گردد كه كليه اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه پيشنهاد شده بايد از طريق پروسه ارزيابي ريسك و قبل از اجرا مورد بازنگري قرار گيرد . هرگونه اقدام اصلاحي يا پيشگيرانه كه براي حذف علل بالفعل و بالقوه عدم انطباقها صورت مي گيرد بايد متناسب با ابعاد مساله بوده و هم ارز با ريسك بهداشتي ـ ايمني حاصله باشد . سازمان بايد هرگونه تغييرات ناشي از اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه در روشهاي اجرايي مدون را اعمال و ثبت نمايد .

منظور اساسي در اين بند آن است كه سازمان ، روشهاي موثري جهت جلوگيري از وقوع يا تكرار حوادث ، رخدادها و عدم انطباقها داشته باشد . براي بررسي و اصلاح عدم انطباق مراحل اساسي زير دنبال مي شود :

1 ـ شناسايي علت ريشه اي عدم انطباق ، رخداد يا حادثه

2 ـ شناسايي اقدام اصلاحي لازم جهت رفع علت ريشه اي عدم انطباق ، رخداد يا حادثه

3 ـ اجراي اقدام اصلاحي تعيين شده

4 ـ اجراي كنترل ها و پايش هاي ضروري يا گسترش آنها به منظور جلوگيري از تكرار عدم انطباق ، رخداد يا حادثه

5 ـ ثبت هرگونه تغييرات ناشي از اقدام اصلاحي در روشهاي اجرايي مكتوب

        علاوه بر اين ، روشهاي اجرايي سازمان بايد امكان رديابي ، تجزيه و تحليل و در نهايت حذف علل بالقوه عدم انطباقها ، رخدادها و حوادث را فراهم آورد . روشهاي اجرايي براي رخدادها ،‌حوادث و عدم انطباقها و اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه معمولا بايد در برگيرنده موارد زير باشد :

مسئوليتها و اختيارات مربوط به شناسايي ، بررسي ، گزارش دهي و تصميم گيري در خصوص حوادث ، رخدادها و عدم انطباقهاي بالقوه و بالفعل و نيز اجرا و پيگيري و پايش اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه مرتبط با آن .

سازمان بايد تمامي تلاش خود را صرف اجراي صحيح و موثر اقدامات اصلاحي كند و سوابق مربوطه را نيز جهت استفاده در آينده و تحليل هاي مربوطه و نيز ارائه به مميزين داخلي و خارجي و ساير طرفهاي ذينفع ثبت و نگهداري نمايد . اين سوابق بايد به منظور تحليل و بايگاني در اختيار گماشته مديريت و در صورت لزوم نمايندگان ايمني و بهداشت شغلي قرار گيرد .

4ـ5ـ3ـ سوابق و مديريت سوابق ( Records and Records Management ) :

        سازمان بايد روشهاي اجرايي براي شناسايي ، نگهداري و تعيين تكليف سوابق بهداشتي ـ ايمني ، از جمله نتايج مميزي ها و بازنگري ها ، ايجاد نموده و برقرار نگهدارد . سوابق بهداشتي ـ ايمني بايد خوانا ، قابل شناسايي و رديابي به فعاليتهاي مربوطه باشد . سوابق بايد به نحوي بايگاني و نگهداري شوند كه به سهولت قابل دستيابي باشند و از آسيب ، خرابي يا نابودي محفوظ بمانند . مدت نگهداري آنها بايد تعيين و ثبت شود . سوابق بايد متناسب با سيستم و سازمان نگهداري شوند تا انطباق با ( عملكرد فعلي ) مشخصات OHSAS 18001 ( و ديگر الزامات قانوني ) را اثبات نمايد .

سوابق ايمني و بهداشت شغلي براي اهداف زير نگهداري مي شوند :

اثبات اجراي موثر سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي 

اثبات اجراي فرآيندها تحت شرايط ايمن

استفاده از اطلاعات گذشته براي تحليل و تصميم گيري بهتر در حال و آينده

سوابق ايمني و بهداشت شغلي مي تواند شامل موارد زير باشد :

سوابق شكايات

گزارش بازرسي هاي ايمني و بهداشت شغلي 

سوابق آموزشي

گزارشهاي مميزي سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي

گزارشهاي حوادث ، رخدادها و شبه رخدادها

گزارشهاي مربوط به عدم انطباقها

گزارشات اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه

صورت جلسات ايمني و بهداشت شغلي 

سوابق بازرسي ، نگهداري و تعميرات و كاليبراسيون

سوابق شناسايي خطر ، مخاطره سنجي و كنترل مخاطرات

سوابق كنترلهاي پزشكي و بازرسيهاي بهداشتي

سوابق توزيع و نگهداري وسايل حفاظت فردي

سوابق بازنگري مديريت

روشهاي اجرايي براي كنترل سوابق كيفيت بايد موارد زير را مشخص نمايد :

سوابق ايمني و بهداشت شغلي مورد استفاده در سازمان

نحوه شناسايي ، نگهداري و تعيين تكليف سوابق

مدت زمان نگهداري سوابق ( اين مدت بايد با توجه به مقررات و الزامات قانوني تعيين شود )

مسئولين صاحب اختيار جهت تعيين تكليف سوابق

4ـ5ـ4ـ مميزي ( Audit ) :

        سازمان بايد برنامه و روشهاي اجرايي را براي مميزي هاي ادواري سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني كه قرار است به اجرا درآيد ايجاد نموده و برقرار نگهدارد تا :

الف ) تعيين شود كه آيا سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني

1 ـ با ترتيبات برنامه ريزي شده براي مديريت بهداشت شغلي و ايمني از جمله الزامات ، OHSAS 18001 مطابقت دارد يا خير

2 ـ به درستي اجرا و نگهداري شده است

3 ـ براي تحقق خط مشي و اهداف سازمان موثر بوده است يا خير

ب ) نتايج حاصل از مميزيهاي قبلي را بازنگري كند

ج )‌ نتايج مميزي ها به مديريت ارائه شود

        برنامه مميزي سازمان از جمله هرگونه زمانبندي بايد مبتني بر ارزيابي ريسكهاي ناشي از فعاليت مربوطه و نتايج مميزيهاي قبلي باشد . روشهاي اجرايي مميزي بايد دامنه شمول ، دفعات ، روشها و صلاحيت ها و همچنين مسئوليت و الزامات براي مميزي و گزارش نتايج را در برگيرد . در صورت امكان مميزي ها بايد توسط كاركناني مستقل از آنهايي كه مسئوليت مستقيم در واحد مورد مميزي دارند ، انجام گيرد .

يادآوري : منظور از پرسنل مستقل الزاما افرادي خارج از سازمان مربوطه نمي باشد . ( نتايج مميزي بايد به اطلاع افراد ذيربط رسانده شده و اقدامات اصلاحي متناسب با آن انجام پذيرد )

4ـ6ـ بازنگري مديريت ( Management Review ) :

        مديريت ارشد سازمان بايد در فواصلي كه خود تعيين مي نمايد ، سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني را مورد بازنگري قرار دهد تا از تداوم مناسب بودن ، كفايت و موثر بودن آن اطمينان حاصل كند . فرآيند بازنگري مديريت بايد به نحوي باشد تا اطمينان حاصل شود كه اطلاعات لازم جمع آوري مي گردد تا به مديريت امكان دهد كه اين ارزيابي را به عمل آورد . نتايج اين بازنگري بايد مدون شود . در پرتو نتايج مميزي سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني ، تغيير شرايط و تعهد به بهبود مستمر ، بازنگري مديريت بايد نياز احتمالي به تغييرات خط مشي ، اهداف و ساير عناصر سيستم مديريت بهداشت شغلي و ايمني را مدنظر قرار دهد .

مديريت عالي سازمان بايد استقرار سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي را مورد بازنگري قرار دهد تا اطمينان حاصل نمايد كه اين سيستم به طور كامل مستقر شده و براي دستيابي به خط مشي و اهداف ايمني و بهداشت     شغلي تناسب خود را حفظ ميكند . در اين بند است كه سازمان ديد جامع نسبت به عملكرد ايمني و بهداشت شغلي خود به دست مي آورد . اين بازنگري همچنين بايد سازمان را قادر سازد كه ميزان تداوم تناسب خط مشي ايمني و بهداشت شغلي خود را مورد ارزيابي قرار دهد و در صورت نياز در آنها تجديد نظر كند .

ورودي هاي بازنگري مديريت عبارتند از :

آمار حوادث

نتايج مميزي هاي داخلي و خارجي از سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي 

اقدامات اصلاحي انجام يافته در مدت فاصله بين دو بازنگري

گزارشهاي وضعيت اضطراري ( واقعي يا تمريني )

گزارشهاي گماشته مديريت از عملكرد كلي سيستم

گزارشهاي مديران خط مقدم از اثر بخشي سيستم در محدوده مربوط به خود

گزارشهاي فرآيند شناسايي خطر ، مخاطره سنجي و كنترل مخاطرات

مميزي ها بايد در فواصل زماني معين صورت پذيرد . متداول ترين نوع بازنگري مديريت ، انجام اين فرآيند از طريق جلسات بازنگري مديريت است .

پرتوهای یونیزان

اشعه یونیزان

پرتو يا تشعشع :

 عبارت است از انرژي كه به صورت امواج يا ذرات در خلاء يا در محيط مادي منتشر مي شود. بطور ساده پرتوها را مي توان انرژي عبوري تعريف كرد. برخي از پرتوها داراي جرم و بعضي فاقد آن مي باشند و با توجه به ميزان انرژي، داراي قدرت نفوذ در ماده هستند. پرتوها به دو دسته پرتوهاي يونيزان (يونساز) و پرتوهاي غير يونيزان (غير يونساز) طبقه بندي مي شوند. معمولا وقتي همراه با واژه پرتو كلمه ديگري بكار نرود پرتوهاي يونيزان مورد نظر مي باشد.

پرتو يونيزان :

 پرتوهاي يونيزان با عبور از محيط، توليد ذرات باردار منفي و مثبت مي كنند. منابع مولد پرتوهاي يونيزان مي تواند مانند پرتو X، انرژي هسته اي و زباله هاي ساخت بشر باشد، يا مي تواند مانند پرتوهاي كيهاني حاصل از خورشيد يا مواد راديواكتيو پوسته زمين كه بصورت ذره (تشعشع ذره اي) يا انرژي خالص بدون جرم و بار الكتريكي (پرتوهاي الكترومغناطيسي) تابش مي شوند زمينه طبيعي داشته باشند.انواع این نوع پرتو عبارتند از :

1) ذرات آلفا: از هسته عناصر سنگین مانن رادیوم 206  و پلوتونیم 239 در عصر تجزیه خود به خودی هسته عنصر رادیواکتیو ساطع می شود. ذره آلفا شامل دو پروتون و دو نوترون بوده که حاوی جرم سنگینی معادل 4 واحد جرم اتمی و بار الکتریکی 2+ است این مشخصات باعث می شود که ذره آلفا قدرت یونیزاسیون بالایی داشته باشد . در مقابل قدرت نفوذ اشعه آلفا بسیار کم و در بافت ها در حد mµ 50 است و فقط می تاند از ضخامت چند سلول عبور نماید . حتی یک لایه رطوبت می تواند مانع نفوذ و در نتیجه شناسایی اشعه آلفا توسط دستگاه های آشکار ساز گردد . ذره آلفا نمی تواند از لایه شاخی پوست عبور نماید و بنابراین تنها زمانی خطرناک است که درون بدن قرار گیرد .

2) ذرات بتا: ذرات بتا با حرف يوناني β نشان داده مي شوند و قدرت نفوذ بيشتري نسبت به ذرات آلفا دارند و براي متوقف كردن آنها به چند ميلي متر آلومينيوم نياز است. ذرات بتا الكترونهايي با بار مثبت و منفي مي باشند كه نگاترون (الكترون منفي) و پوزيترون (الكترون مثبت) ناميده مي شوند.

3) نوترون: نوترون ذره اي با جرمي برابر يك دوازدهم جرم اتم كربن و فاقد بار الكتريكي است. يكي از منابع اين ذرات، راكتورهاي هسته اي هستند كه در آنها اورانيم شكافته شده و نوترون و انرژي حرارتي آزاد مي كند. از اين رو نوترونها را تنها مي توان در مجاورت منابع توليد اين ذرات در زماني كمتر از يك ثانيه آشكار ساخت.

4) پرتو X و گاما: پرتوهاي X و گاما مانند نور مرئي امواج راديويي و ميكروويو، امواج الكترومغناطيس مي باشند و بخشي از طيف الكترومغناطيسي را تشكيل مي دهند. با اين وجود در ميان موارد ذكر شده فقط پرتوهاي X و گاما هم پرتو يونيزان و هم امواج الكترومغناطيس محسوب مي شوند. پرتوهاي X و گاما از بيشترين فركانس در بين همه امواج الكترومغناطيس برخوردارند و بنابراين داراي كوتاهترين طول موج هستند از اين رو بيشترين مقدار انرژي را حمل مي كنند . پرتوهاي X، با شتاب الكترونها در ولتاژ بالا و برخورد به يك هدف فلزي، ترجيحا با عدد اتمي بالا توليد مي شوند. پرتوهاي گاما از فعل و انفعالات درون هسته اتم و پرتوهاي X از فعل و انفعالات خارج هسته اتم منشا مي گيرند .

مزایای استفاده از پرتو ها و مواد رادیواکتیو

·    تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی ( مزایای تولید برق از طریق نیروگاه های اتمی در مقایسه با سایر منابع تولید کننده برق و انرژی : صرفه اقتصادی ، تولید برق از طریق نیروگاه اتمی آلودگی نیروگاههای کنونی را ندارد ، تولید هفت هزار مگاوات با مصرف 190 میلیون شبکه نفت خام ، هزارتن دیاکسید کربن ، 150 تن ذرات معلق در هوا ، 130 تن گوگرد و 50 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می کند، در حالی که نیروگاه اتمی چنین آلودگی را ندارد. )

در پزشکی تشعشعات هسته ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

• رادیو گرافی

• گامااسکن

• استرلیزه کردن هسته ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو های هسته ای

• رادیو بیولوژی

·    تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته ای

·                    تهیه و تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیرویید و درمان آنها

·                    تهیه و تولید کیتهای هورمونی

·                    تشخیص و درمان سرطان پروستات

·                    تشخیص سرطان کولون ، روده کوچک و برخی سرطانهای سینه

·                    تشخیص تومورهای سرطانی و بررسی تومورهای مغزی ، سینه و ناراحتی وریدی

·                    تصویر برداری بیماریهای قلبی ، تشخیص عفونتها و التهاب مفصلی ، آمبولی و لختههای وریدی

·                    موارد دیگری چون تشخیص کم خونی ، کنترل رادیو داروهای خوراکی و تزریقی

کاربرد انرژی هسته ای در بخش دامپزشکی و دامپروری : 

تکنیکهای هسته ای در حوزه دامپزشکی موارد مصرفی چون تشخیص و درمان بیماریهای دامی ، تولید مثل دام ، اصلاح نژاد و دام ، تغذیه ، بهداشت و ایمن سازی محصولات دامی و خوراک دام دارد .

کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب :

تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.

کاربردهای کشاورزی:

تشعشعات هسته ای کاربرد های زیادی در کشاورزی دارد که مهم ترین آنها عبارتست از:

• موتاسیون هسته ای ژن ها در کشاورزی

• کنترل حشرات با تشعشعات هسته ای

• جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

• انبار کردن میوه ها

کاربردهای صنعتی:

پرتوها در صنعت کاربردهای زیادی دارد از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

• نشت یابی با اشعه

• دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

• سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

• سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

• چگالی سنج مواد معدنی با اشعه

• کشف عناصر نایاب در معادن

استفاده از پرتوها در دیرینه شناسی ( باستان شناسی) و صخره شناسی ( زمین شناسی) که عمر یابی صخره ها و موارد اکتشافی با C14 باستان شناسی خیلی مشهور است

 

تاثیرات بیولوژیکی پرتو ها در انسان

اثرات بیولوژیکی ناشی از پرتوهای یونیزان به دلیل برخورد انرژی به سلول بافت ها و ایجاد تغییرات شیمیایی درون بافت هاست . این تغییرات از ساختار رادیکالهای آزاد و ملکول های برانگیخته ناشی می شود . 60 % آب درون بافت ها بخاطر رادیکال های  Hو OH موجود در آن هدف خوبی برای فعالیت این بافت ها می باشد . واکنش و فعالیت این رادیکال های آزاد  با ملکول های مهم بیولوژیکی واکنش غیر مستقیم پرتو(  Indirectation of radiation) نامیده می شود. واکنش مستیم پرتو به تاثیر سریع فیزیکی ناشی از پرتو های یونیزان بر روی ملکول های بیولوزیک حیاتی و مهم برمی گردد. هر کدام از این دو مکانیسم مي تواند صدمات ملکولی را تقریبا بلافاصله (1014-103) پس از مواجهه با پرتو ایجاد نماید .

واکنش غیرمستقیم طیف گسترده ای از پرتو ها را شامل می شود که در جدول27-5 انواع مهم صدمات بیولوژیکی مرتب شده است. اثرات بیولوژیک پرتو ها یونیزان در انسان بسته به شرایط مختلف مواجهه و فاکتورها و عوامل بیولوژیک تغییر می کند. مهمترین آنها عبارتند از:

·    میزان دوزdose rate :

تاثیرات وعوارض ایجاد شده بوسیله پرتوها ، با تغییر میزان دوز دریافتی کاهش می یابد . این تغییر اثر DREF (dose rate effectiveness یا فاکتور بی اثری میزان دوز) نامیده می شود .

روند جبران بیولوژیکی عوارض برخورد اشعه ، وقتی زمان بیشتری داشته باشد به صورت محسوس افزایش خواهد یافت . کاهش اثرات بیولوژیک هر دوز در مقادیر زیاد نسبت به مقادیر دوزکمتر در یک فاکتور حدود2 -10 نوسان دارد. مناسب ترین حالت آن مقدار 3 است. مقادیر دوز زیاد باید بالای0.5 Gy/min ( >5rad/yr) باشد .

·    تقسم بندی دوز ( dose fractionation)

تقسیم بندی یک دوزبه تقسیمات کوچکتر معین در زمان های جدا از هم باعث کاهش صدمه بیولوژیکی نسبت به بعضی دوزهای کلی ( زیاد) در یک زمان می شود . از لحاظ عوارض ، تقسیم بندی دوز مشابه دوز کمتر است و زمان بیشتری برای جبران ( ترمیم ) ارائه می دهد .

·    جابجایی خطی انرژی ( linear energy transfer ) :

تاثیرات بیولوژیک زیادتر از LET ( جابجایی خطی انرژی ) پرتوهای بزرگتر از قبیل ذره های آلفا و نوترون ناشی می شود .

·   حساسیت بافتها  ( Tissue sensitivity )

بافتهایی که سلول های باقدرت بیشتر برای تقسیم شدن دارند نسبت به بافتهاییی که دیرتر تقسیم می شوند حساسیت بیشتری در مقابل اشعه دارند . بعضی بافتهای حساس به اشعه سلول های ابتدایی تخمدان و بیضه، سلول های مغز استخوان و سلول های اپی تلییال روده ای هستند . بافت هایی که از سلول های بالغ یا بدون تقسیم سلولی یا همراه با تقسیم سلولی آهسته شکیل شده اند مقاومت بیشتری در برابر اشعه دارند ؛ مثل بافت های کبد ، کلیه ، غضروف و استخوان .

·    سن ( Age )

در زمان رشد جنینی و همچنین در بچه های با سن کم بیشترین حساسیت نسبت به اشعه وجود دارد .

·    توزیع دوز ( Dose distribution )

عوارض ناشی از اشعه به وسیله دوز تابیده شده متفاوت به قسمت های متفاوت بدن به صورت آشکاری متفاوت است . برای مثال : دوزهای بالا به مغز استخوان که محافظت شده است ، همچنین به بافتهای داخلی یا خارجی محافظت شده و یا در فاصله دور نسبت به منبع واقع شده نیز آسیب می رساند .

v    سندرم حاد اشعه

در معرض قرار گرفتن فرد با دوز زیاد اشعه ، بالای  GY 1 یا rad 1000 ، در یک تماس یا در یکی دو روز ، باعث می شود مجموعه ای از نشانه ها و علایم آشکار و وخیم پیشرونده ناشی از پرتو در بدن وی ایجاد شود ( syndrome radiation ) . این عوارض در بازماندگان بمب اتمی ژاپن ، ربانیان حوادث راکتورهای اتمی و بیمارانی که در رادیولوژی به صورت تصادفی در معرض اشعه زیاد قرار گرفته اند مشاهده شده است .

اولین علایم عوارض اشعه حدود یک تا شش ساعت بعد از مواجهه تمام بدن با میزان قابل ملاحضه و بالای دوز پرتو بروز می کند . نشانه های زیر در بعضی مردم هنگام مواجهه با دوز میانگین نیز رخ می دهد . ( بی اشتهایی در دوز 0.2Gy  ، تهوع در دوز Gy0.75 ، استفراغ در دوز Gy 1 ، و اسهال در دوز Gy1 ) .

درد های نحیه شکم و معده نیز از نشانه های تقریبا متغیر مواجهه است و بناراین اهمیت چندانی ندارد . این علایم در صورتی که فرد با دوز مرگ آور مواجهه نیابد در عرض چند ساعت یا چند روز برطرف شده و فروکش می کند . معمولا این دوز ها یک دوره نهفتگی ( کمون ) را نیز در  پی دارند . نشانه دیگر مواجهه با دوزهای زیاد ایجاد اریتم پوستی است که می تواند در عرض چند دقیقه تا چند ساعت بعد از یک مواجهه با دوز بالا ظاهر شود . پاسخ پوستی به پرتوهای یونیزان ، پیچیده می باشد و نسبت به قسمت بندی دوز ، میزان دوز ، LET پرتو ، میزان نفوذ پرتو در بدن ، ناحیه آناتومی و قسمتی از بدن که تحت تاثیر پرتو قرار می گیرد و وجود دیگر محرک ها و التهاب آور ها متغیر است . یک راه تشخیص سریع که از اهمیت زیادی برخوردار است شمارش تعداد لنفوسیت های محیطی است . اگر تعداد لنفوسیت ها در عرض 48 ساعت پس از مواجهه 1000 عدد بر میلیمتر مکعب یا بیشتر باشد احتمال زنده ماندن بسیار خوب است و اگر تعداد آنها از این عدد کمتر باشد بر دوز وخیم و کشنده ( serious dose ) دلالت دارد . همچنین اگر تعداد لنفوسیت ها در 48 ساعت بعد از مواجهه کمتر از 500 لنفوسیت در میلی متر مکعب باشد بر پروگنوز ( پیش آگهی ) ضعیف دلالت دارد. در طول اولین روزهای بعد از مواجهه ، یک متغیر گلبول سفید بر خلاف lymphopenia رخ می دهد . کاهش مختصر در تعداد اسپرم ها بعد از مواجهه با mGy 80 پرتو و بیشتر از آن ممکن است اتفاق بیفتد ، اما به عنوان مدرک و دلیلی برای در دو ماه اول بعد از پرتو گیری استفاده نمی شود . در یک مورد بعد از پرتو گیری در آزمایشها از حدود Gy1.75 ، تعداد اسپرم ها در دو ماه اول نزدیک به نرمال بود اما یک aspermia موقتی در شش ماه بوجود آمد .

این آزمایش ممکن است به تشخیص مقادیر پرتوی جنسی ( gonada dose ) کمک کند اما این به تشخیص میزان پرتو مشابه نیست . آنالیز سیتوژنیک (  cytogenic )  لنفوسیت های محیطی تست آزمایشگاهی بسیار حساسی برای آشکار شدن یک پاسخ بیولوژیکی کلینیکی برای پرتو های یونیزان است . ناهنجری و نقص در کروموزوم ها بعد از مواجهه پرتو به صورت جهش های وارونگی ، جابجایی ، حذف ، دو مرکزی و حلقه ای شدن  دیده می شود . تعداد کروموزوم های دو مرکزی و حلقه ای در براورد مقدار پرتو ، مفید و کاربردی است . این روش در قسمت بعدی در مدیریت پزشکی موارد پرتو ها مورد بحث و گفتگو است . وقتی دوز زیاد تر Gy3 باشد به وسیله فولیکول های مو جذب می شود و ریزش مو را در پی دارد . این نشانه به صورت تقریبا ناگهانی در حدود هفده روز پس از مواجهه نمایان می شود . دوره نهفتگی بعد از نشانه های بیماری بعد از حدود سه هفته به میزان دوز بستگی دارد . دوره نهفتگی کوتاه مدت با دوز های بالاتر ایجاد می گردد . بعد از دوره نهفتگی عوارض خاص زیان های پرتو شروع به آشکار شدن می کند : بی اشتهایی ، خستگی مفرط ، کسالت ، تب ، epilation ، بیماری های عفونی ، خون ریزی ها و عوارض ناشی از خون ریزی .

در این مرحله علایم سرکوب مغز استخوان ، تصویر کلینیکی غالب را تشکیل می دهد . افزایش ناموفق (  abortive rice ) یا تغییرات موقتی کم تعداد لنفوسیت ها در حدود 8 – 20 روز بعد از مواجهه وجود دارد . فقدان این افزایش ناموفق بر پروگنوز ( پیش آگهی ) ضعیف دلالت دارد . از این گذشته سلول های سفید خون کم می شود تا اینکه 25- 45 روز بعد از مواجهه به حداقل تعداد خود می رسد . همچنین تعداد پلاکت ها 25 – 35 روز بعد از مواجهه کاهش می یابد . مواجهه کشنده با پرتو می تواند برنامه های زمانی ذکر شده را کوتاه تر نماید . سلول قرمز خون فقط کاهش آهسته ای را در سلول های با اندازه بزرگ تر در طول دوره عوارض بعد از مواجهه از خود نشان می دهند . خون ریزی فاکتور قابل ملاحظه ای است که می تواند در مجموعه سلول های قرمز خون کاهش جدی را در پی داشته باشد . به عبارتی عوارض پرتو ها بر مجموعه سلول های قرمز خون به اندازه جدیت ( اهمیت ) لکوسیت ها و پلاکت ها نیست . پس از رفع عوارض ایجاد شده در مغز استخوان که باعث کاهش زیادی در تعداد عنصر های خون شده اند ، عنصر های خون شروع به بهبود و افزایش ( بازگشت ) می کنند . لکوسیت ها و پلاکت ها در حدود شش ماه یا کمتر ( پس از رفع عارضه سرکوب مغز استخوان ) کامل شده و کاملا بهبود می یابد . بهبودی لنفوست ها آهسته تر وده و ممکن است در سطوح کمتر از حد نرمال تا چند سال باقی بماند . نشانه های بالینی به تدریج از بین رفته ولی خستگی های مفرط برای ماه های زیادی ادامه می یابد .

عقیمی و نازایی موقتی در بیشتر از یک یا دو سال ممکن است نمایان گردد . اگرچه بهبود عوارض حاد ممکن است در دوره های طولانی تری انجام شود اما می تواند عوارض مواجهه بعدی را تشدید کند . عارضه های ذکر شده برای مواجهه تمام بدن با مقدار متوسط پرتو گاما یا ایکس در محدوده Gy 2 – 5  است .

در این محدوده عوارض هماتولوژیک تهدید های اصلی برای سلامت بیماران اس . در دوز حدود Gy 7 ، زخم های دستگاه گوارش و کاهش مایعات در روز های اول تا حدود دو هفته بعد از مواجهه رخ دهد . مرگ ناشی از عارضه ی عوارض گوارشی (  gastrointestinal complication ) نیز در این مرحله رخ می دهد . در مواجهه دوزهای بسیار زیاد حدود Gy20 با تمام بدن عوارض گوارشی در عرض چند ساعت ایجاد می شود و فرد به شوک کاهش فشار خون دچار خواهد شد .

کاهش زیاد حجم مایعات باعث کاهش فشار خون شده و در عرض چند روز مرگ را در پی خواهد داشت . سوختگی شدید دوز در دوز های بالاتر مشابه همین دوز می باشد .

سوختگی های پوستی ناشی از پرتو ها :

سوختگی های موضعی در اثر تابش دوز زیاد اشعه به قسمتی از بدن اتفاق می افتد . پیشرفت علایم سوختگی ناشی از پرتو خیلی آهسته تر از سوختگی دمایی رخ می دهد. طبقه بندی بالینی ناشی از پرتو های حاد شامل اریتم ( در درجه اول ) ، سوختگی اپیدرم ( درجه دوم ) ، و سوختگی تمام ضخامت پوست ( درجه سوم ) است .

v    مواجهه داخلی با نوکلوئوتید ها

هر مادّه رادیو اکتیو که وارد بدن شود ( از راه ریه ، دستگاه گوارش ، یا زخم ) به عنوان منبع داخلی شناخته می شود . یک منبع درونی رادیو اکتیو به پرتو زایی خود ادامه می دهد تا زمانی که از راه های طبیعی مثل ادرار و مدفوع دفع شود و یا بی اثر و خنثی گردد . جذب این مواد در بدن به فاکتور های متفاوتی بستگی دارد . در دستگاه تنفسی اندازه ذره و خواص شیمیایی آن خیلی اهمیت دارد .  مقدار خطری که از تشعشع داخلی ایجاد می شود خیلی به نوع اشعه که توسط رادیو نوکلوئوتید بوجود می آید و خصوصیات آن بستگی دارد . اشعه آلفا به علت یون سازی زیادی که در ادامه مسیر خود دارد از اهمیت خاصی برخوردار است . اصلی ترین خطر ناشی از تشعشع ایجاد سرطان در قسمت های مختلف بدن است . این عارضه در مدت زیادی پس از مواجهه به وجود می آید . ایجاد سرطان در شخص به میزان دوز اشعه و حساسیت قسمت های تحت تاثیر بستگی دارد .

v          اثرات دراز مدت پرتو های یونیزان ( long term effect of radiation  )

برخی عوارض ناشی از اشعه یونیزان ، تاثیرات دراز مدت است . رادیودرماتیت ، کاتارت و عقیمی مثال هایی از این نوع عارضه هستند . عارضه های دیگر که با افزایش دوز ایجاد می شود عبارتند از : سرطان و اختلالات ژنتیکی .

1– رادیو درماتیت مزمن

عوارض رادیو درماتیت مزمن به صورت خشکی پوست ، کچلی ، قرمزی و آتروفی به همراه منطقه بسیار تلانژکتازی است . قسمت های مبتلا به تروما مقاومت چندانی نداشته و به آسانی دچار آسیب می شود . بعد از بهبود در بخش های مبتلا از بین رفتن رنگ طبیعی پوست دیده می شود .  S.CC شایعترین سرطان پوستی ناشی از اشعه است اما سرطان B.C.C نیز دیده می شود . حتی اگر صدمه به پوست وجود نداشته باشد ، بروز سرطان پوستی ناشی ا ز از اشعه به تنهایی نیز افزایش می یابد ؛ یعنی اشعه یونیزان به هر صورت باعث افزایش سرطان پوست می شود حتی اگر سبب رادیودرماتیت و یا آسیب مستقیم به پوست نشده باشد . با این وجود پوشت جزء اعضای حساس نسبت به اشعه یونیزان نیست و تابیدن بیش از Gy10 اشعه به پوست ، برای ایجاد عوارض پوستی لازم است .

2-  کاتاراکت

عدسی چشم از قسمت های حساس بدن نسبت به اشعه است . میزان بروز کاتاراکت همچنین شدت وسعت آن به دوز اشعه بستگی دارد . دوره نهفتگی بین تابش اشعه و بروز کاتاراکت کمتر از یک سال تا 35 سال گزارش شده است و میزان متوسط آن دو تا سه سال است . افزایش میزان دوز سبب کوتاه تر شدن دوره نهفتگی می شود . کاتاراکت ناشی از اشعه از قسمت خلفی عدسی به شکل یک پلاکت ساب کپسولر شروع می شود و کدورت به سمت هسته مرکزی عدسی پیشرفت می کند . این کاتاراکت در مراحل اولیه به راحتی از کاتاراکت ناشی از پیری قابل تشخیص است ولی از کاتاراکت دیگر عوامل آسیب رساننده مثل امواج مادون قرمز ، شوک الکتریکی ، ولتاژ بالا ، اشعه رادار و کاتاراگت ناشی از دارو ها و سموم ( که اینها نیز معمولا به شکل ساب کپسولر خلفی اند ) قابل تشخیص نیست .

3 – عقیمی

عقیمی یک عارضه دیر رس  شناخته شده در تابش به اندام های تناسلی است . البته عقیمی به عنوان یک عارضه جدی ناشی از اشعه تصادفی با اشعه یونیزان مطرح نیست . همچنین پس از تابش دوز های زیاد به تمام بدن ، یک دوره موقت عقیمی گزارش شده است

4 – اثرات تشعشع در دوران جنینی

جنین نسبت به دریافت اشعه بسیار حساس است . در دوره جایگیری تخمک بارور شده و پیش از آن تابش اشعه یونیزان باعث مرگ جنین خواهد شد . تشعشع در مرحله ارگانوژنز سبب بروز انواع مختلف اختلالات ساختاری در جنین خواهد شد . نوع عارضه ای که ایجاد می شود بستگی به زمان مواجهه دارد . بعد از هفته ششم ، حساسیت جنین به اشعه کاهش پیدا می کند و ممکن است تنها تکامل مغز و اندام های تناسلی در اثر مواجهه آسیب پیدا کند .

5 – ایجاد سرطان

مهمترین عارضه دراز مدت و دیررس اشعه یونیزان ایجاد سرطان است . سرطان به وجود آمده بوسیله اشعه از سرطان هایی که به طور معمول به وجود می آیند غیر قابل تشخیص است . با انجام مطالعات اپیدمیولوژیک ثابت شده است افرادی که در معرض اشعه قرار گرفته اند بیشتر از افراد معمولی دچار سرطان می شوند . مرحله نهفتگی بین مواجهه اشعه با اشعه و ایجاد سرطان حدود ده سال یا بیشتر طول می کشد . سن فرد مواجهه دیده نیز عامل مهمی برای تغییر در این مدت است . در سن کودکی احتمال ایجاد سرطان تیروئید بیشتر است . در زن هایی که کمتر از بیست سال سن دارند احتمال بروز سرطان سینه بیشتر اشت . به نظر می رسد هفتاد تا هشتاد درصد از مرگ های به خاطر سرطان تحت تاثیر وضعیت زندگی و عوامل محیطی باشد . سیگار کشیدن ، مصرف الکل و چگونگی تغذیه از جمله این عوامل مهم هستند .

تشعشع ، آلودگی های شیمیایی ، درمان های پزشکی و عفونت ها عوامل مهمی هستند که در درجه دوم اهمیت قرار دارند . در بررسی یکی از عوامل به عنوان عامل ایجاد سرطان ، اثرات عوامل دیگر نیز باید در نظر گرفته شود .

6 – کوتاهی عمر

در مطالعات انجام شده دیده شده که طول عمر در اثر تابش اشعه کوتاه می شود و پدیده پیری زود رس ایجاد می گردد . البته بعضی از این کوتاهی عمر می تواند به علت ایجاد سرطان در افراد اشعه دیده باشد .

7 – تاثیرات ژنتیک

اشعه یونیزان می تواند سبب بروز تغییرات ژنی و ایجاد صدمات کروموزومی گردد . اگر این تغییر ژنی در یک سلول جنسی باشد ، این صدمه به شکل یک اختلال وراثتی به نسل بعد منتقل خواهد شد . بیشتر اطلاعات راجع به تاثیرات ژنتیک از مطالعه بر روی حیوانات و به خصوص موش به دست آمده و اطلاعات بالا در مورد انسان بسیار ناچیز است . بیشترین اطلاعات ژنتیک در مورد اشعه یونیزان ، از مطالعه 38000 کودکی به دست آمده است که حداقل یکی از والدین در بمباران هیروشیما و ناکازاکی در معرض تشعشع قرار گرفته اند . مطالعه این افراد رابطه آماری معنی داری را نشان نمی دهد . به نظر می رسد برای دو برابر شدن اختلالات ژنتیک در انسان تابش حدود یک Sv اشعه لازم باشد . در حالی که اختلالات ژنتیک بین 20000 تا 30000 میلیون کودک زنده را تشکیل می دهد ، اشعه یونیزان کمتر از 50 مورد به این تعداد اضافه خواهد کرد . در مجموع به نظر می رسد شیوع اختلالات ژنتیک در افراد عادی در معرض اشعه بالا است . به همین دلیل تماس شغلی با اشعه تاثیر چندانی بر روی افزایش موارد اختلالات ژنتیک نمی تواند داشته باشد .

رابطه های دوز پاسخ مواجهه حاد تمام بدن با پرتوی x یا گاما

 

Whole – body dose

یافته های آزمایشگاهی و کلینیکی

0.05 – 0.25

مطالعات خونی متداول نرمال است . اختلال کروموزومی قابل تشخیص است

 

0.25 – 0.75

کاهش کم گلبول های سفسد و پلاکت ها ابل تشخیص است . مخصوصا اگر تعداد پایه مشخص باشد

0.75 – 7.25

کوچکترین دوز حاد که نشانه های پرودرمال ( بی اشتهایی ، تهوع ، استفراغ ، خستگی مفرط ) تقریبا در 10% تا 20 % افراد ایجاد می کند . کاهش گلبول های سفید در بیشتر افراد بروز می کند .

1.25 – 2

روند علایم با ناتوانی و از کار افتادگی در شخص به شدت در معرض قرار گرفته دیده می شود کاهش 50 % لنفوسیت خون در حدود 48 ساعت پس از مواجهه بروز می کند .

2.4 – 3.40

دوز خطرناک . در بیشتر افراد از کار افتادگی رخ می دهد و50% افراد درمان نشده می میرند .

5<

تشدید حالت سندرم پرتو گیری حاد ، به همراه زخم ها و ورم های معده در حدود دو هفته بروز می کند . مرگ در بیشتر افراد مواجهه شده رخ می دهد .

 

 

 

روشهاي كنترل پرتوهاي يونساز :

شوراي حفاظت در برابر پرتوها (ICRP) محدود كردن پرتوگيري را بر سه اصل استوار نموده است:

1-  هر آزمايش و عمل استفاده از پرتوهاي يونساز در صورتي انجام پذيرد كه نفع حاصل از آن مسلم و آشكار باشد.

2-  مقدار مجاز در هر مورد براساس حداقل پرتوگيري ممكن كه منطقا قابل قبول و مانع اجراي طرح نگردد، تعيين شود.

3-  مقدار معادل براي هر فرد از حداكثر مقدار مجاز تجاوز نكند. (در این بخش با استفاده از شیوه های متفاوتی نظیر کم کردن زمان مواجه فرد با پرتو ، افزایش فاصله بین فرد و منبع تولید اشعه ، استفاده از حفاظ مناسب با توجه به نوع و قدرت اشعه – در لباس فرد مورد مواجهه یا مکانی بین فرد و منبع پرتو – میزان مواجهه را کاهش می دهیم. مثلا استفاده از لایه ای آلومینیوم یا پلاستیک در جلوگیری از پرتو بتا یا استفاده از سرب یا سیمان به عنوان حفاظ در مقابل اشعه ایکس یا گاما )

 

منابع :

medicine occupational - zens

http://www.pezeshk.us/

http://bionuclear.mihanblog.com/

حمل دستی بار

اسکات Squat و استوپ Stoop در حمل دستی بار

یکی از معضلات بهداشتی که از دیدگاه اصول ارگونومی قابل بررسی است حمل دستی بار می باشد. در اکثر صنایع کشور و حتی در امور غیرشغلی به دفعات زیاد جابجایی دستی کالا و بلند کردن بار ـ (Manual lifing) ـ اتفاق می افتد و این امر یکی از دلایل مهم برای بروز کمردرد می باشد از این رو عدم توجه به این مهم نه تنها از نظر سلامت و ایمنی شغلی کارگران باعث بروز مشکلات جسمانی می شود بلکه از دیدگاه اقتصادی نیز به بروز خسارت های مالی منجر می گردد. به گزارش سازمان نایوش (NIOSH) در آمریکا (1981) بیشتر از 60% مشکلات ستون فقرات مربوط به کمر درد (LBP) می باشد و سالانه حدود نیم میلیون کارگر در آمریکا به درجات مختلف به اینگونه صدمات مبتلا می شوند. این گزارش حاکی از این حقیقت است که در حدود 60% غرامت های ناشی از صدمات جسمانی در بلند کردن دستی بار و حدود 20% در هل دادن و کشیدن بار اتفاق می افتد. کمیسیون ایمنی و بهداشت انگلستان گزارش کرده است که بیش از 25% حوادث مربوط به جابجایی دستی کالا بوده است.

حالت اسکات، حالتی است که طی آن ستون فقرات کاملا به صورت کشیده و مستقیم نگه داشته می شود، زانو ها خم شده و بار با دست هابه صورت محکم گرفته می شود و سپس با نیروی عضلات پا، بار به طرف بالا هدایت می شود. در این روش نیرو های وارده بر ستون فقرات در حد قابل ملاحظه ای کنترل می شوند.

حالت استوپ، حالتی است که طی آن ستون فقرات خم شده و پاها مستقیم هستند در واقع بلند کردن بار به این روش باعث می شود که نیروهای زیادی بر دیسک های بین مهره ای اعمال شوند حالت اول حالتی ایمن و حالت دوم، شرایط غیر ایمن دارد.

لازم به توضیح است که از دیدگاه اصول مهندسی انسانی روش های جدیدی که بر پایه طراحی ایستگاه کار استوار است تعیین شده است که با اجرای آن لازم نیست خم شدن زانوها و نشستن در حین برداشتن دستی بار اتفاق افتد. در حقیقت با عنایت به مطالعات ارگونومیک محیط کار و به کمک جدیدترین معادله حمل دستی بار، ایستگاه کار به گونه ای طراحی می شود که هیچ یک از حالات ذکر شده اتفاق نمی افتد و کارگر قادر خواهد بود با بهره وری بالاتر و تحمل تنش های عضلانی کمتر، حمل دستی بار را انجام دهد.

آشنایی با سپتیک تانک

آشنایی با سپتیک تانک

سپتیک تانک ساده ترین نوع تصفیه خانه تک واحدی است که تصفیه مکانیکی (ته نشینی) و تصفیه زیستی با کمک باکتریهای بی هوازی همزمان در آن انجام می گیرد . سپتیک تانک تشکیل شده است از انبار سرپوشیده ای که از بتن آرمه ساخته شده و فاضلاب پس از ورود به انباره و بعلت کاهش سرعت جریان آن، قسمتی از مواد معلق خود را بصورت ته نشینی از دست می دهد و از سوی دیگر انبره بیرون می رود . مواد ته نشین شده بصورت لجن در کف انباره با کمک باکتریهای بی هوازی هضم میشود . از این فرایند غیرهوازی در تصفیه فاضلاب می توان بدون استفاده از تکنولوژی پیچیده و پرهزینه روشهای معمول، تصفیه فاضلاب را با هزینه بسیار کمتر و به نحو مطلوبتری به انجام رساند . در این روش در صورتیکه به فاضلاب اکسیژن نرسد، باکتریهای هوازی فعالیت رشد و نمو خود را از دست داده و در عوض باکتریهای بی هوازی فعالیت خود را شروع می کنند. کار این باکتریها براین اساس است که اکسیژن مورد نیاز خود را از تجزیه مواد آلی و معدنی موجود در فاضلاب بدست می آورندو به عبارت دیگر این باکتریها برخلاف باکتریهای هوازی، مواد نامبرده را احیاء می کنند .

نتیجه این فعالیت ، تجزیه مواد آلی ناپایدار و تبدیل آنهابه نمکهای معدنی پایدار و نیز گازهایی از قبیل گاز هیدروژن سولفوره ، گاز متان ، گاز کربنیک و گاز ازت می باشد .به این ترتیب ، ترکیبات آلی موجود در فاضلاب توسط یک دسته از میکروارگانیسم ها به اسید استیک و گازهای دی اکسید کربن و هیدروزن تبدیل و سپس بوسیله دسته دیگری از میکروارگانیسم ها به گاز متان تبدیل می شود که گاز متان حاصله خود موجب از بین رفتن باکتریهای موجود می گردد .

مزایای دستگاه سپتیک تانک
از مزایای دستگاه سپتیک تانک بی هوازی ، سرعت و آسانی حمل و نصب آن در هر مکان، مقرون به صرفه بودن چه از نظر زمان ، عدم نیاز به فضا و مکان گسترده ، عدم نیاز به هزینه سرویس و نگهداری بعدی ، عدم نیاز به قطعات مکانیکی و کادر متخصص می باشد .

موارد کاربرد دستگاه سپتیک تانک
از دستگاههای سپتیک تانک در پروژه های مختلف جهت تصفیه فاضلاب آپارتمانها و ساختمانهای مسکونی، ویلایی ، هتلها ] مراکز درمانی ، بیمارستانها ، کارخانجات ، فاضلابهای شهری و روستایی ، مراکز آموزشی ، پادگانها ، پایانه های باربری و مسافربری و . . . میتوان استفاده نمود